محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

11

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

و سرقسطه و بلنسيه و مرسيه و غير آن به شهرهاى مسيحى تبديل شد و زمام حل و فصل امور اندلس در دست كشور بزرگ قشتاله قرار گرفت . 3 در واقع ، تاريخ ملوك الطوايف از سقوط دولت بنى عامر در پايان قرن چهارم آغاز مىشود . خلافت اموى در خلال مدت كوتاهى كه پس از ايام آشوب زيست چيزى جز يك حادثهء محلى نبود و دامنهء نفوذ آن از قرطبه و اطراف آن درنمىگذشت و ديديم كه دولت بنى حمود چگونه توانست در همان وقت سلطهء خود را در قرطبه و اشبيليه ، سپس در مالقه و جزيرة الخضراء اعمال كند و چگونه دولت بربرى بنى مناد در غرناطه قد علم كرد و گروههاى ديگرى از بربر در بيشتر شهرهاى اندلس ، واقع در جنوب وادى الكبير به وجود آمد . در كنار شكل گرفتن اين دولتهاى بربرى در اوايل قرن پنجم ، دولتهاى كوچكتر متعددى در اكثر شهرهاى شرقى و غربى و مركزى اندلس تشكيل گرديد . همهء اين اتفاقات در زمانى افتاد كه دولت قرطبه بر سر كار بود . البته اين دولتها هنوز رشتهء ارتباط خود را با دولت مركزى نبريده بودند و به‌طور آشكار داراى استقلال محلى نبودند مگر وقتى كه خلافت اموى به كلى زوال يافت . چون نظرى به نقشه بيفكنيم ، سرزمين بزرگ اندلس را مىبينيم كه پس از آشوبها به شش منطقهء اصلى تقسيم شده است : اول ، منطقهء پايتخت قديمى قرطبه و آنچه از بلاد و اراضى مركزى به آن تعلق دارد . دوم ، منطقهء طليطله يا ثغر اوسط . سوم ، منطقهء اشبيليه و غرب اندلس و اراضى پيوسته به آن تا اقيانوس اطلس . چهارم ، غرناطه و ريه و فرنتره . پنجم ، منطقهء شرق اندلس يا منطقهء بلنسيه و زمينهايى كه از شمال و جنوب به آن پيوسته است .