محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

147

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

گرفت . برادرش نزد او رسول فرستاد تا بر سر مهرش آورد . مادرشان نيز ميانجى شد . امير عبد اللّه مىترسيد كه اگر بر برادر سخت گيرد به همدستى و دوستى با المعتمد گرايد . پس به صلح گرويد و فرمانروايى مالقه و سرزمينهاى غرب آن را به او داد . در همين هنگام كباب بن تميت حاكم ارشدونه ( ارجذونه ) و انتقيره بشوريد و در آن منطقه دست به كشتار و تاراج زد . امير عبد اللّه لشكر بر سرش برد و بر او سخت گرفت تا به فرمان آمد و امان خواست . سرانجام پيمان صلح ميان امير عبد اللّه بن بلقين و المعتمد بن عباد منعقد شد و اين كار ميسر نشد مگر بعد از كشته شدن ابن عمار وزير المعتمد . اين وزير همان كسى است كه امير عبد اللّه او را « الفاسق » مىخواند ؛ زيرا او اساس فتنه بود . چون ابن عمار از ميان برخاست همهء اختلافاتى كه ميان دو طرف بود ، چه در مسائل مرزى و چه در ديگر مسائل ، حل‌وفصل شد . اين واقعه در سال 477 ه اتفاق افتاد . هنوز چند هفته‌اى نگذشته بود كه حادثهء مهم سقوط طليطله به دست آلفونسوى ششم پادشاه قشتاله رخ داد . و اين در آغاز ماه صفر سال 478 ه / 25 ماه مه سال 1085 م بود . سقوط طليطله اندلس را سرتاپا به لرزه درآورد . امراى طوايف از خواب مستى سر برداشتند و ديدگانى را كه نيم‌قرن نابينا و تاريك شده بود ، گشودند . در اين نيم قرن همواره با يكديگر در كشمكش مىبودند و پوست يكديگر برمىدريدند و آن دشمن هميشگى پيوسته آنان را به جان هم مىافگند و چون دست تعدى به هم مىگشودند ، فرصت مىيافت و بخشى از زمينهاى وطنى را كه اكنون به فراموشى سپرده شده بود غصب مىكرد . سقوط طليطله ، پايتخت بزرگ اندلسى زنگ خطرى براى همسايگان بود . المعتمد بن عباد - كه خود در تحقق اين محنت مرتكب بزرگترين خطاها شده بود - با ديگر امراى طوايف برپاى خاستند و كوشيدند تا دست اتحاد به هم دهند و از برادران مسلمانشان در آن سوى درياى مديترانه يارى جويند و از امير المسلمين يوسف بن تاشفين بخواهند كه به فريادشان رسد . امير عبد اللّه در يادداشتهاى خود آورده است كه نخستين كس از امراى اندلس كه در خاطرش گذشت كه از مرابطون يارى خواهد برادرش امير تميم والى مالقه بود . امير تميم از آنان بر ضد برادر خود يارى طلبيد تا هرچه از مملكت جدش