محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

145

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

او كنت سسنندو ( ششنند ) كه پيش از اين در حوادث سقوط طليطله از او ياد كرديم نيز همراه او بود . آلفونسو براى مطالبهء جزيهء مقرر آمده بود . امير عبد اللّه در يادداشتهاى خود مىگويد كه از پرداخت جزيه سر برتافته ، زيرا در آن اوان از آلفونسو بيم زيانى نداشته است و اين اقدام سرمشق ديگر امراى طوايف شد . « 40 » در اينجا المعتمد بن عباد كه به نوبهء خود منتظر فرارسيدن فرصتى بود مىكوشيد تا پادشاه قشتاله را هرچه بيشتر بر ضد غرناطه برانگيزد . بدين منظور وزير خود ابن عمار را نزد آلفونسوى ششم فرستاد و با او پيمانى بست مبنى بر اينكه آن دو در فتح غرناطه با يكديگر متحد شوند ، بدين‌گونه كه خود شهر از آن ابن عباد باشد و هرچه اموال در آنجاست به پادشاه قشتاله تعلق گيرد و ابن عباد افزون بر مايملك غرناطه جزيه‌اى نيز به مبلغ پنجاه هزار دينار به او بپردازد . « 41 » پادشاه قشتاله ابن عمار را به افواجى از سپاه خود يارى داد و براى اجراى برنامهء خويش به ساختن دژى در نزديكى غرناطه اقدام كرد و جمع كثيرى از سپاهيان را در آن جاى داد تا شهر را زير فشار گيرند . ابن عباد مىپنداشت با گردآوردن لشكر در آن دژ بر شهر غلبه خواهد يافت ؛ ولى از آن كار حاصلى به دست نياورد و چون ابن عباد در سال 467 ه ناچار شد از برابر ابن ذو النون بگريزد ، آن دژ را نيز خالى كرد و سپاهيان غرناطه آن را در تصرف آوردند . سپس ابن عمار بار ديگر به ترغيب آلفونسوى ششم به نبرد با غرناطه پرداخت و به سهولت اين اقدام را در چشم او بياراست . در اين موقعيت عبد اللّه بن بلقين چارهء كار خويش در آن دانست كه با پادشاه مسيحى تفاهم ايجاد كند . خود به نزد او رفت و به مذاكره پرداخت . نتيجهء مذاكرات آن شد كه امير عبد اللّه سالانه جزيه‌اى به مبلغ ده هزار مثقال زر ادا كند و بعضى از دژهايى را كه در جنوب غربى جيان است به او واگذارد . امير عبد اللّه بدين مناسبت آنچه را كه از سخنان كنت سسنندو ( يا به قول او ششلاند ) مستشار آلفونسوى ششم شنيده است براى ما نقل مىكند و سياست شهريار خود را

--> ( 40 ) . امير عبد الله : التبيان ، ص 69 . ( 41 ) . همان مأخذ ، ص 70 .