محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

5

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

پيشگفتار نشانه‌هاى انحلال و پراكندگى 1 در مدتى كوتاه كه از نيم قرن نمىگذشت ، اندلس ميان دو مرحلهء كاملا متفاوت با يكديگر دست‌وپا مىزد . اندلس از نيمهء قرن چهارم هجرى تا اواخر همين قرن در سايهء مردان بزرگى چون عبد الرحمان الناصر و حكم المستنصر و حاجب المنصور ابن ابى عامر به اوج قدرت و ثبات خود رسيده بود ؛ سپس از اوايل قرن پنجم ناگهان به ورطه‌اى بىهمانند از پريشانى و آشوب و جنگهاى ويرانگر داخلى سقوط كرد و چون پس از زمانى كوتاه از اين ورطه بيرون آمد ، چيزى جز پيكرى درهم كوفته و از هم گسيخته نبود . چهره‌اى كه اندلس در اين برهه از تاريخ دردآلود خود به ما نشان داد ، چهره‌اى دهشتناك و تأسف‌بار بود . مراكز و شهرهاى آن‌كه پيش از اين مانند دانه‌هاى گوهر در يك رشته كشيده شده بود و قرطبهء بزرگ چون گوهر درخشان ميانين مىنمود و در سايهء حكومتى نيرومند جلوه مىفروخت ، اكنون از هم گسيخته و تنها و سرگردان و ناتوان ، هريك زير سلطهء يكى از حكام متعصب و رياست‌طلب محلى درآمده بود و آن فرمانروا به ميل و هواى خويش سرنوشتش را رقم مىزد . با اينهمه ، گرفتار يك سلسله جنگها و زدوخوردهاى حقير ولى بىپايان شده بود و چنان سردرگريبان