محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
113
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
و با خود ويرانى و مرگ آوردند و پيكر اندلس را طى يك سلسله جنگهاى پىدرپى تكهتكه كردند . پيروزى آلفونسوى ششم در استيلا بر طليطله علاوه بر آثار مهم مادى ، در ديگر ممالك مسيحى تأثير معنوى عميقى نيز درپى داشت . طليطله پايتخت قديم مملكت گوت بود ؛ علاوه بر اين ، شهر مذهبى اسپانيا نيز بهشمار مىآمد . بنابراين استيلاى پادشاه قشتاله بر آن به او در ميان ديگر همانندانش در اسپانيا هيبت يك امپراتور را ارزانى داشته بود ؛ از اينرو همه او را با اين لقب كه خودروى خود نهاده بود خطاب مىكردند . از ديگرسو ، سقوط طليطله در روحيهء مسلمانان اسپانيا و ديگر بلاد اسلامى اثرى ناميمون بر جاى نهاد . ديگر امراى طوايف به وحشت افتادند و دريافتند كه ديگر وقت گذشته و اين هشدارى است براى نابود شدنشان يكى پس از ديگرى . المعتمد بن عباد بخصوص در آنچه حادث شده بود مسؤوليت بيشترى داشت و هنوز زمانى چند نگذشته بود كه خود خطر را احساس كرد . اين بدبختى كه روى آورده بود در تفكر آن امراى متخاصم كه ميانشان اندك تفاهمى نبود تحولى ايجاد كرد و براى اولين بار به وحدت كلمه گراييدند و آن جداييها به يكسو افگندند . از اين پس همه توجهشان به آن سوى دريا معطوف شد و از برادران دينى خويش ، بربرهاى مرابط ، يارى خواستند ؛ بربرهايى كه در سير حوادث آيندهء اندلس تأثيرى عظيم داشتند . « 26 » از دست شدن طليطله سبب شد كه اندلس سراسر غرق در ماتم گردد و براى فقدان آن مراثى بديع و بلند و دلگداز سروده شود . از مشهورترين آنها قصيدهاى است طولانى به قافيهء راء كه چنين آغاز مىشود : لثكلك كيف تبتسم الثغور * سرورا بعد ما بئست ثغور
--> ( 26 ) . دربارهء حوادث سقوط طليطله رجوع كنيد به ابن بسام : الذخيره ، قسمت چهارم ، مجلد اول / ص 127 - 132 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 181 . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 161 . المقرى : نفح الطيب ، ج 2 / ص 522 و 523 . همچنين : ed snamlusuM sed . tsiH : yzoD ; 703 - 303 . P , diC led anapsE aL : ladiP sedneneM . R . 55 45 . p , safiaT ed seyeR soL : seviV y . P ; . vius te 021 . p , III . V , engapsE'l