محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
105
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
خويش فراتر برد و از او خواستار مالى گزاف شد . همچنين گفت كه بايد برخى دژهاى نزديك به كشورش را به او تسليم نمايد و فعلا دژهاى سريه و وتوريه و قنالش را به او واگذارد . القادر به سبب نيازى كه به ارضاى او داشت نتوانست پيشنهادهايش را رد كند . ناچار خزانهاش خالى شد و دشمنان داخلىاش نيز در برانداختن او تلاش مىكردند . عاقبت در طليطله شورش برپا شد و يحيى القادر مجبور به فرار گرديد و با زن و فرزند خويش به يكى از دژهاى شرقى خود ، دژ و بذه ، پناه برد . اين واقعه در سال 472 ه اتفاق افتاد . مردم طليطله خود را بىفرمانروا يافتند و حاكمى كه شهر را از شر شورشگران نگهدارد ، نبود . جماعتى از ايشان چنان ديدند كه المتوكل عمر بن محمد بن الافطس امير بطليوس را فراخوانند تا زمام حكم ايشان بر دست گيرد . المتوكل با اكراه اين مهم را پذيرفت و به طليطله آمد و زمام كارها به دست گرفت . در اين اثنا يحيى القادر بن ذو النون از پناهگاه خود به قونقه رفت و به آلفونسو پادشاه قشتاله نامه نوشت و سوابق مودت ميان او و جدش المأمون را فرايادش آورد و از او خواست كه به يارىاش برخيزد . آلفونسو به دعوت او پاسخ داد و در دل خيال ديگر داشت و اين دعوت را فرصتى مناسب يافت . آلفونسو و القادر با فوجى از سواران به طليطله آمدند . المتوكل عمر بن محمد بن الافطس در خلال اين مدت همهء همتش آن بود كه هرچه مىتواند از اموال و ذخاير القادر چون اثاث و فرش و ظروف و اسلحه و كتب به سراى خود در بطليوس نقل كند . چون از حركت آلفونسو و آمدن القادر خبر يافت ، شتابان از طليطله به پايتخت خود بطليوس رفت . مدت درنگ او در طليطله حدود ده ماه بود . بعضى گويند آلفونسو طليطله را محاصره كرد و ابن الافطس توانست از آنجا بگريزد . آمدن آلفونسوى ششم به طليطله در آوريل سال 1080 م بود . « 18 » القادر در حمايت آلفونسو و سپاهيان مسيحى به طليطله درآمد . مردم طليطله به دفاع و دفع او پرداختند ، ولى سپاه مسيحى بر آنان غلبه يافت و نيرويشان را پراكنده ساخت . القادر بار ديگر بر تخت لرزان خويش نشست و شورش در شهر بالا گرفت
--> ( 18 ) . ابن الخزرجى : الاكتفاء فى اخبار الخلفاء . دوزى آن را در كتاب خود نقل كرده است : . 61 . p , II . V , muradidabbA . tsiH