غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
94
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و عاقبت ميرك عبد الرحيم بواسطهء بعضى از سخنان فتنهانگيز كه گفته بود كشته گشته ساير بنديان نجات يافتند و بعضى از ايشان ملازمت ميرزا يادگار محمد اختيار كرده طايفهء روى بخراسان نهادند و بيشتر سپاهيان به راه شروان و گيلان عازم اوطان خود گشتند و از وزراء سلطان سعيد خواجه برهان الدين عبد الحميد كه در اردو بملازمت امير حسن بيك رفته منصب اشرف ديوان يافت و خواجه شمس الدين محمد كه در اصفهان بحكومت اشتغال داشت بعد از استماع آنخبر بدرگاه پادشاه ظفر اثر شتافته رايت وزارت برافراشت و خواجه قطب الدين طاوس كه در بعضى از حدود عراق به ضبط اموال مشغولى مينمود اجازت حاصل كرده بصوب خراسان توجه فرمود ذكر احوال اولاد امجاد سلطان ستودهخصال بر سبيل ايجاز و اجمال در وقتى كه ديوان قضا بر منشور زندگانى سلطان سعيد رقم خصم ختم تحرير نمود آن جناب را يازده پسر نيكاختر بود برين ترتيب ميرزا سلطان احمد و ميرزا سلطان محمود ميرزا سلطان محمد ميرزا شاهرخ ميرزا الغ بيك ميرزا عمر شيخ ميرزا ابا بكر ميرزا سلطان مراد ميرزا سلطان خليل ميرزا سلطان ولد ميرزا سلطان عمرو ازين يازده شاهزاده چهار نفر بمرتبه سلطنت و فرمان روائى رسيدند و اسامى ايشان اينست ميرزا سلطان احمد ميرزا سلطان محمود ميرزا عمر شيخ ميرزا الغ بيك و چون تفاصيل وقايع اين چهار خسرو ستودهخصال و ساير اولاد سلطان سعيد راقم حروف را معلوم نبود خامه دو زبان بر تحرير مجملى از احوال ايشان اختصار مينمايد و هريك را كه بسلطنت رسيدهاند در ذكر تقديم ميدهد معز السلطنه و الخلافه ميرزا سلطان احمد اسن اولاد امجاد سلطان سعيد بود تولدش در سنهء خمس و خمسين و ثمانمائه در دار السلطنه سمرقند از دخترزاده بوغاتر خان كه بحسب شريعت غرا در عقد ازدواج آن پادشاه سعادت انتما بود روى نمود و سلطان سعيد بعد از فتح خراسان ايالت دار الملك حضرت صاحبقران را بدان قرة العين مفوض ساخت و جانى بيك و دولداى برادر خوردتر سلطان بيك كاشغريرا باتابكى شاهزاده مقرر كرده رايت اقتدارش را در سمرقند و بخارا برافراخت و در تمامى اوقات حيات سلطان سعيد آنخسرو صاحبتائيد در ماوراء النهر بر مسند سرافرازى متمكن بود و با رعيت و سپاهى در كمال عدالت و نيكوخواهى سلوك مينمود و بعد از واقعهء قراباغ بعزم تسخير ولايات خراسان از آب آمويه بگذشت و چون بحدود اندخود رسيد خبر استيلا خاقان منصور سلطان حسين ميرزا مسموعش گشت بنابرآن عنان مراجعت بصوب سمرقند معطوف گردانيد و كلمه العود احمد وصف الحال پادشاه ستودهخصال گرديد و ميرزا احمد را در ايام جهانبانى چهار نوبت با اهل خلافت محاربت اتفاق افتاد اول با برادر خورد ترشيخ جمال ارغون كه نعمت نام داشت در نواحى رامن و در آنمعركه سلطان احمد ميرزا