غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

701

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

طبرستان مرغان كور از يكجنس بر درختان ميباشند و مرغان ديگر بجثهء گنجشكى همه از يك صنف مىآيند و مگس و پشه ميگيرند و به آن مرغان ميدهند و چون روز به آخر ميرسد آن طيور كور اين مرغان ضعيف را ميگيرند و ميخورند ديگر در ولايت زنگبار مرغيست كه بر درخت كافور بيضه مينهد و هرگاه مارى قصد مىكند كه بيضهء او را بخورد آن مرغ بيضه را چنان بر چشم مار مىزند كه ديده‌اش از حدقه بيرون مىافتد و بيضه نمىشكند و هر گاه بچه سر از بيضه بيرون مىكند مادر پوست آن را نزد ولد خود مىنهد و مار بواسطهء ديدن پوست بيضه گرد بچهء آن مرغ نمىگردد و آن مرغ در هيچ درختى آشيانه نمىسازد مگر بر درخت كافور ديگر در جزيرهء صقلاب طيريست كه هرگاه راه بر اهل كشتى مشتبه مىشود آن مرغ مىآيد و در پيش كشتى مىپرد و ملاحان كشتى در عقبش ميرانند تا بطريق مستقيم ميرسند ديگر در هندوستان مرغيست كه دهن بزرگ دارد و اين مرغ دهان خود را پر آب ميسازد و بر سر كوهى مىآيد و ديگر مرغان خود را بوى ميرسانند و آب از دهانش ميخورند و چون آب تمام مىشود باز بر سر شغل خود ميرود ديگر در ولايت زنگبار مرغيست كه مار مىخورد به اين طريقه كه دم مار را مىگيرد و مىپرد و اگر مار قصد او مىكند مىگذارد و باز در ميان زمين و آسمان او را مىگيرد تا در برابر قلهء جبلى مىرساند آن‌گاه رها مىكند و مار بر زمين خورده چند قطعه مىشود بعد از آن نشسته او را مىخورد اما دم و سر او را نمىخورد زيرا كه اگر آن دو عضو را به كار برد كور شود ديگر در حدود خرم و بيان مرغيست كه اگر روز نوروز در ميان عمرانات پيدا آيد مردم آنجا را يقين شود كه در آن سال در ميان ايشان قحط و عسرت اتفاق افتد و اينمعنى تخلف نكند ديگر در عجايب المخلوقات بغوى مسطور است كه مرغى هرسال در روز عاشورا على الصباح بمشهد امام حسين عليه السلام آيد و تا هنگام غروب نوحه كند و بعد از آن طيران نمايد و تا عاشوراء ديگر هيچكس او را نبيند ديگر در ديار بلغار مرغيست كه منقارى دراز دارد منقار زيرينش ششماه بجانب راست مايل باشد و ششماه به طرف چپ و گوشت آن مرغ نافع است حصاة كليه و مثانه را و هرگاه بيضهء آن مرغ را بريخ يا برف نهند آن يخ و برف از حرارتش بگدازد در يكى از كتب معتبره به نظر رسيده كه در درياى روم جزيره‌ايست بجزيرة الطيور موسوم و در آن جزيره از اصناف مرغان صد و سى صنف يافته‌اند اكثر غريبة الاشكال و الافعال و برين قياس عجايب ربع مسكون بسيار است و غرايب عالم كن فيكون بيشمار و تحرير جميع آن امور مقدور بنان بيان نيست و ميسور خامهء مكسور اللسان نى ع و هل كان فى اليام غير عجايب * و از همه عجيب‌تر آنكه اين ذرهء احقر را باوجود قلت بضاعت و عدم استطاعت و دلى ناخوش و دماغى مشوش رفيق توفيق مساعدت نمود و مساعد تائيد معاونت فرمود تا در اندك زمانى معظم وقايع انبيا و ائمه هدى و ملوك و سلاطين و مشايخ و حكما و علما و فضلا را از اول آفرينش تا غايت در سلك تحرير كشيد و در تصحيح روايات و تنقيح حكايات به قدر امكان لوازم اهتمام بجاى آورده اين مجموعه را باتمام رسانيد بيت شكر كه اين نامه بعنوان رسيد * پيشتر از عمر بپايان رسيد و چون اين نامهء نامى بر آثار انبيا و ملوك محتويست اتمامش در سالى اتفاق افتاد كه آثار الملوك و الانبياء از