غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

698

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بچه بيرون آور . و ماكيان از آن بيضها زياده از دو عدد را محافظت نتواند كرد و در رسالة الصيد مسطور است كه از عجايب آنكه طاوس نر و ماده با يكديگر مجامعت نمىنمايد بلكه چون طاوس نر مست شود در گرد چشم وى اشكى پديد آيد و طاوس ماده آن را بخورد و اين معنى سبب بيضه نهادنش گردد اما راقم حروف از امير نظام الدين عليشير كه طاوس بسيار داشت بكرات استماع نموده كه ميفرمود كه ما چند نوبت جفت شدن طاوس را بسان زوجيت خروس و ماكيان مشاهده كرده‌ايم از غرايب آنكه چون چشم طاوس بر طعامى افتد كه زهر داشته باشد آغاز رقص كرده فرياد زند خروس بوقت نماز عالم باشد چنانچه بعضى از علما و مجتهدين بران رفته‌اند كه اعتماد بر بانك خروس كرده نماز توان گذارد و در صحاح اخبار آمده است كه رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه چون خروس بانك كند از فضل خداى تعالى خيرى طلب زيرا كه خروس ملكى مىبيند و بانك مىكند و خروس بر مادهء خود بغايت غيور است و بصفت شجاعت و سخاوت مشهور تذرو خروس دشتى است و او در هواى خوش و موسم وزيدن باد شمال فربه شود و در هواى مكدر و هنگام هبوب باد جنوب لاغر گردد دراج مرغيست مشهور و او در وقت وزيدن نسيم شمال و هواى خوش طيران نمايد و در زمان هبوب باد جنوب بال بپرواز نگشايد كبك از غايت شهرت احتياج بتعريف ندارد از غرايب آنكه كبك ماده به مجرد شنيدن آواز كبك نر تخم نهد و گاه باشد كه در خاك غلطد و خاك بر پاهاى خود پاشد و بيضه آرد و كبك دو آشيانه سازد و بيضهء را كه بچه نر شود كبك نر محافظت نمايد و كبك ماده بيضهء كه بچه ماده گردد نگاه دارد و كبك نر بر مادهء خود در غايت غيرت باشد و ده سال عمر يابد هدهد رسول حضرت سليمان است بجانب بلقيس و او آب را در زيرزمين همچنان بيند كه مردم در شيشه مشاهد نمايند گويند كه هركس پر هدهد را با خود نگاه دارد بر دشمن ظفر يابد و اگر هدهدى را در خانه بياويزند ساكنان آن منزل از ضرر سحر ايمن مانند فاخته با آدمى انسى تمام دارد و لا جرم پيوسته در مواضعى كه دست به آن رسد آشيانه سازد و در خانهء كه آشيانه فاخته باشد مار ساكن نگردد زيرا كه هرگاه آوازش را بشنود بگريزد گويند كه فاخته چهل ساله شود و جناب شيخ الاسلامى در رسالة الصيد نوشته‌اند كه اينمعنى مشاهده شده قمرى بعضى از ناظمان مناظم سخنورى آورده‌اند كه چون قمرى نر بميرد ماده با نر ديگر جفت نگردد و در فراقش ناله كند تا وقتى كه بميرد در بعضى از تواريخ مثبت است كه نوبتى يكى از سلاطين هند مرغى به صورت قمرى جهة سلطان محمود غزنوى فرستاد كه هرگاه طعامى مسموم در مجلس حاضر ميگشت اشك از چشم آن مرغ ميرفت و مانند سنك منعقد ميشد و آنسنك را چون تراشيده بر جراحتها مينهادند التيام مييافت چغوك مانند طيور دانه چيند و بىآنكه ناخن درنده داشته باشد مثال سباع گوشت نيز خورد و بعضى از علماء گفته‌اند كه عمر چغوك بهزار سال رسد و زمرهء جانب نقيض