غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
69
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ايشان در نواحى بلخ بميرزا احمد ولد ميرزا عبد الطيف كه اسب مخالفت در ميدان جلادت مىتاخت بازخورده از جانبين دست باستعمال آلات نبرد بردند و ميرزا احمد در معركه كشته گشته برادرش ميرزا محمد جوكى فرار نمود و ميرزا سلطان ابو سعيد در ضمان حمايت ملك مجيد بقبة الاسلام بلخ رسيده آن زمستان در آن بلده قشلاق فرمود اما ميرزا ابراهيم كه در زمان اقامت سلطان سعيد در هراة بولايت خواف و باخزر اوقات مىگذرانيد چون از معاودت آنجناب خبر يافت چند شبانهروز نقارهء شاديانه زده امير احمد ترخان را بحكومت آن بلدهء فاخره روان ساخت و امير احمد در رعايت رعايا و حمايت برايا كمال مرحمت و معدلت بتقديم رسانيده دوحهء آمانى و آمال را كه از صرصر حوادث نزديك باستيصال رسيده بود بزلال لطف و احسانصفت اصلها ثابة و فرعها فى السماء بخشيد و عيد اضحى جهة ترويج مهد عليا بختمات كلام و اطعام فقرا و ايتام قيام و اقدام نمود و بساط تعزيت ممهد گردانيد . ذكر توجه ميرزا سلطان ابراهيم بصوب مملكت جرجان و منهزم گشتن از صولت سپاه ميرزا جهان شاه تركمان از ارقام عنبرينفام فضلاء عظام شمايم اينخبر مشام طوايف انام را معطر دارد كه چون ميرزا شاه محمود از معركه ميرزا ابراهيم انهزام يافت بعد از روزىچند كه در مشهد بود عنان عزيمت بجانب جرجان تافت و حاكم آنديار امير بابا حسن نسبت بشاه زاده خدمات پسنديده بجاى آورده اسباب سلطنتش را مرتب ساخت و ميرزا ابراهيم بر جمعيت دشمن مطلع شده از راه نساويارز رايت نهضت بدان طرف برافراخت و ميرزا شاه محمود با جنود استرآباد باستقبال عمزاده توجه كرده عزم رزم با خود جزم گردانيد اما در اثناء راه شنيد كه ميرزا جهانشاه با سپاه عراق و آذربايجان بعقبه صندوقشكن رسيد و سبب لشگر كشيدن ميرزا جهانشاه بدانصوب آنكه حاكم سارى امير نظام الدين عبد الكريم از تحكمات امير بابا حسن بتنك آمده بود و پيوسته رسولان بدرگاه شهريار آذربايجان ارسال داشته پيغام مىفرمود كه چون در خراسان پادشاهى نافذ فرمان نمانده و ميرزا ابراهيم و ميرزا شاه محمود با يكديگر در مقام نزاع بسر مىبرند اگر لواء جهان گشا سايهء وصول بر حدود اين ولايات اندازد آفتاب فتح و نصرت از مطلع مراد با حسن وجهى طالع مىگردد و ميرزا جهانشاه كه پيوسته باقدام آرزو ساحت تسخير آن ممالك مىپيمود سخن امير عبد الكريم را بسمع قبول جا داده بيت ز رى پادشاه شجاعت قرين * شتابنده شد سوى جرجان زمين و چون از عقبهء صندوقشكن بگذشت و آن خبر نزد ميرزا شاه محمود محقق گشت باتفاق امير بابا حسن عنان يكران بصوب فرار انعطاف داد و ليكن