غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
689
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
اما حيوانات برى كه غريبة الاشكال و الافعالاند بسيار است از جمله آنكه در ولايت مغرب حيوانيست كه چون آفتاب طالع گردد ولدى از وى تولد نمايد و تا وقت غروب خورشيد مادر زنده باشد و بعد از آن بميرد و روز ديگر از صباح آن مهمان نو رسيده ولدى متولد شود و مادر بهنگام غروب بميرد و لا يزال توالد و تناسل و فوت آن حيوان برينموجب باشد و غرايب حالات بعضى از حيوانات درنده و چرنده و جنبنده برينمنوال است كه از رسالة الصيد و ديگر رسايل افاضل نقل كرده مىشود . شير در ميان وحوش بمنزلهء پادشاه است و غايت شجاعتش در ميان طوايف انسان مثل گشته مع ذلك از آواز خروس و گربه و چوب زدن بر ظرف مسين و روئين وهم نمايد و بچهء شير در وقت تولد قطعهء گوشتى باشد بىحس و حركت و بعد از آنكه سه شبانهروز مادر او را محافظت كند پدرش بيايد و بادى در وى دمد تا صورت شير پيدا كرده در جنبش آيد و شيربچه تا هفت شبانهروز چشم باز نكند و چون ششماهه گردد و شكار نمايد و شير پس ماندهء هيچجانورى را نخورد و بر سر بازماندهء خود نرود از ارسطاطاليس مرويست كه گفت نوعى از شير ديدم كه روى وى مانند آدمى و بدنش سرخ رنك و دمش مثال دم كژدم بود و نوعى ديگر ديدم به شكل درازگوش كه شاخهاى سياه داشت بدرازى يك وجب . پلنك متكبرترين سباع است و او چون سير شود سه شبانهروز خواب كند و از دهانش بوى خوش آيد بخلاف شير كه دهانش بدبوى بود و هرگاه پلنك مريض گردد موش خورد تا نيك شود و پلنك را با شراب آنمقدار محبت است كه اگر بخمخانه رسد چندان بياشامد كه او را شعور نماند و گرفتار گردد . يوز به شكل مانند پلنگست و بحسب مزاج مثابه سك و يوز چون پير شود ترك شكار كرده با يوزى جوان مصاحب گردد و از صيد وى خورد و يوز نيز مانند پلنك خواب بسيار كند و اول كسى كه آن جانور را بر ساغرى اسب سوار ساخت يزيد بن معاويه بود . گرك چون در خواب شود يك چشم وى باز باشد و يكى پوشيده و در صحرا فرياد بسيار كند و هرگاه او را بگيرند هرچند بزنند به چوب يا شمشير آواز برنيارد تا بميرد و گرگ از يك فرسخ مسافت بوى مردار شنود و هروقت خوردنى نيابد باستنشاق هوا قناعت نمايد گويند كه چون سر گرك را در كبوترخانه آويزند گربه بدانجا درنيايد و پوستش را چون بر پوست گوسفند اندازند مويش بريزد . كفتار از گفتار بعضى از علماى آثار چنان معلوم مىشود كه كفتار حايض مىشود و سالى نر مىباشد و سالى ماده و او بحماقت اشتهار دارد چنانچه از كيفيت گرفتنش بوضوح مىپيوندد . خرس از جنس ماكولات آنچه آدميان خورند طعمه سازد و همچنين عليق اسب و شتر و درازگوش و طعمه سباع را نيز به كار برد و در وقت وضع حمل رنج بسيار كشد و و بعضى گفتهاند كه خرس از دهان زايد و او در زمستان كمتر تردد نمايد و هرگاه گرسنه