غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
667
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
باشد اما چون از آنجا يكفرسخ دور برند زهرى هلاهل و سمى قاتل گردد . عين الذهب آن آب از كوه بيستون انفجار يابد و بغايت صافى بود گويند كه چون هزار درم نقره در وى افكنند و روز ديگر بيرون آرند شش هزار درم شود و سبب آن معلوم نيست . عين الشمس از عبد الملك بن عبد اللّه المهلبى مرويست كه گفت چون به زمين قبچاق رسيدم چشمهء ديدم كه هرگاه آفتاب طلوع كردى آب آن به طرف مغرب روان شدى و بعد از غروب بازگشتى و بجانب مشرق جريان نمودى از اهالى آن ديار سبب اين صورت پرسيدم جوابدادند كه تا غايت حقيقت اين امر نزد ما بوضوح نهپيوسته . عين المسك چشمهايست در ديار چين منفجر از پايان كوهى كه هرچه به آن بشويند بغايت پاكيزه شود و بوى مشك و عنبر از آن بمشام رسد . عين الهرماس چشمهايست نزديك بنصيبين و سر آن را بسنك و از زيز مسدود ساختهاند زيرا كه پيش مردم آنديار مقرر است كه اگر آن را بگشايند چندان آب ترشح نمايد كه آن شهر غرق شود . عين الفرات در ارض الروم است و چنان شهرت دارد كه هركس در بهار به آب آن غسل كند تا يكسال ديگر از امراض ايمن بود و ديگر در تالش چشمهايست كه در تابستان آبش چون مقدارى برود سنك شود و در زمستان شرب آن آسيب نرساند ديگر در جزيره سلامته كه در ديار هند است چشمهايست كه آب آن در ثقبه كه نزديك به آن چشمه است فروميرود و از قطراتى كه بر كنار آن ثقبه ميماند در روز سنك سفيد و در شب سنگ سياه متكون ميگردد ديگر در طبريه كه داخل اعمال دمشق است هفت چشمه است كه در هفت سال متوالى آب در آن چشمهها فراوان باشد و هفت سال ديگر اصلا در آن عيوننم نماند و لا يزال حال برين منوال جارى بود ديگر در حدود چين چشمهايست كه چون مريضى آب آن را بياشامد اگر مردنى باشد فى الحال جان بقابض ارواح سپارد و الا در ساعت صحت يابد ديگر در ديار قزوين چشمهايست كه مردم بوقت خربزه آنجا روند و از آن بياشامند اسهال قوى آرد و اگر آن را بجاى ديگر برند آنخاصيت ندهد و در سفيدكوه كه در نواحى بلده فاخره هراة است مثل اين چشمهء موجود است و سابقا در وقت خربزهء كزمه مردم بدانجا ميرفتند و دفع فضلات كرده باز ميآمدند ديگر در سه فرسخى قزوين چشمهايست كه در روزهاى گرم تابستان آبش يخ ميبندند و روزيكه هوا خنك باشد بخش كمتر ميگردد ديگر در عجايب المخلوقات مسطور است كه در شبانكاره چشمهايست كه از آنجا به قدر دو سه آسيا آب بيرون مىآيد و مدت سى سال آب آن در جريان و سى سال ديگر انقطاع مييابد چنانچه قطرهء آب در آن چشمه نتوان يافت و لا يزال حال برينمنوال جاريست ديگر در ولايت ارمن چشمهايست