غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
652
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
خيزان ميگذرد و آب تيزرفتار باوجود طبيعت سيال از هيچ طرف عقبات آن راه بيرون نميبرد بيت به پيرامنش بيشههاى خدنك * بهم برشده شاخ بر شاخ تنك و چون آنولايت متصل بدرياست و در دشت و جبال آن فوران چشمههاى آب بلا انتها پيوسته در هواى فضاى آن ابر چون كف ارباب كرم گوهربار است و تواتر اقطار امطار در آنديار در ليل و نهار زياده از ساير بلاد و امصار و مملكت گيلان منقسم به دو قسم است قسمتى لاهجان و توابع آن و قسمتى رشت و فومن و لواحق آن و در هريك از اين دو ولايات حاكمى عليحده است و اطعمهء گيلانيان در اغلب اوقات و اوان از برنج و ماهى و كباب و گوشت مرغ ترتيب مىباشد و خوردن گوشت گوسفند و وسميات در آنولايت ضرر بسيار مىرساند گويند كه در جيلان چند شبانهروز پيوسته باران بارد و كار مردم باضطرار انجامد اگر در شب آواز شغال شنوند و متعاقب آن سك بانك كند البته بامداد باران تسكين يابد و هوا منكشف شود زكريا بن محمد بن محمود قزوينى در عجايب البلدان آورده كه اين حكايت را شنوده بودم و قبول نمينمودم تا آنكه بآنولايت افتادم و بكرات اينمعنى را مشاهده كردم و دانستم كه مطابق واقع است . آذربايجان مملكتى است وسيع مشتمل بر بلاد معموره و قصبات موفوره و دار الملك آنولايات تبريز است و تبريز بعقيدهء صاحب نزهت القلوب و مؤلف عجايب البلدان از اقليم چهارم است و بزعم راقم تقويم البلدان از اقليم پنجم در يكى از كتب معتبره به نظر درآمده كه تبريز را زبيده خاتون كه منكوحهء هارون الرشيد بود بنا نمود و بعد از چندگاه بزلزلهء انهدام بمبانى آن بلده راه يافت و متوكل عباسى بتجديد عمارت آن پرداخت و در ايام دولت القائم بامر اللّه فى رابع عشر صفر سنهء اربع و ثلثين و اربعمائه ابو طاهر منجم شيرازى تبريزيان را گفت كه امشب بجهة زلزله آفتى عظيم بساكنان اين شهر ميرسد بنابرآن داروغه بخروج مردم از ديواربست تبريز فرمان داد زمرهء انقياد حكم كرده فرقهء بموجب كلمهء كذب المنجون درب الكعبه عمل نمودند و بحسب اتفاق در آنشب زلزله واقعشده بيش از چهل هزار كس در زير خاك ماوى گزيدند و روز ديگر حاكم آذربايجان متصدى عمارت آن بلده گشته ابو طاهر ساعتى اختيار كرد كه طالع وقت برج عقرب بوده گفت كه چون درين ساعت آغاز تعمير نمايند ديگر تبريز بزلزله خراب نشود و استادان بنا در آن ساعت بنياد كرده بعد از آن بواسطهء زلزله انهدام بمبانى آنخطه راه نيافت و در زمان هلاكو خان و اولاد او تبريز دار السلطنه گشته چندان عمارات عاليه در آنجا ساخته شد كه شرح آن تيسيرپذير نيست و درين تاريخ يعنى سنه ثلثين و تسعمائه هجرى بيمن معدلت نواب كامياب شاهى تبريز معمورترين بلاد ربع مسكون است و بواسطهء وفور عمارت و و زراعت غيرتافزاى فضاى چرخ بوقلمون گوئيا كلمهء ( ادخلوها بسلام آمنين ) آيتى است