غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

633

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

فرموده و شيراز بوسعت ساحت و تكلف ابنيه و عمارت اتصاف دارد و در بازار آن اطعمهء لذيذه توان يافت مثل مرغ بريان و آش نارنج و ليمو و در زمان عضد الدوله ديلمى ازدحام خلايق در آن بلده بمرتبهء رسيد كه لشگريان را جاى نشستن نماند بنابرآن عضد الدوله نزديك بشيراز قصبهء ساخت و سپاه را در آن مقام كه موسوم بفنا خسر و مشهور بسوق الامير بود ساكن گردانيد و اكنون آن موضع خراب و باير است و هواى شيراز در غايت اعتدالست و آبش از قنوات جريان مييابد و بهترين آن كاريزها قنات ركن‌آباد است كه ركن الدوله حسن بن بويه احداث نموده و خواجه شمس الدين محمد حافظ مشعر بلطافت و و عذوبت آن آب در ديوان خود ابيات دارد و اين بيت از آن جمله است كه بيت شيراز و آب ركنى و آن باد خوش‌نسيم * عيبش مكن كه خال رخ هفت كشور است و در شهر شيراز از بقاع خير مثل مساجد و حوانق و مدارس و معابد بسيار است و مسجد عتيق كه بانى آن عمرو بن ليث صفار است از آن جمله است و گويند كه آن بقعه هرگز از ولى خالى نبوده و نيست و قصبهء پشته اللّه اكبر كه قريب ببلدهء شيراز واقعست مشهور است و صحت آن خبر بر السنه و افواه اهل سفر مذكور از غرائب آنكه در عجايب البلدان مسطور است كه در طرف جنوبى ولايت فارس صحرائيست متصل بقريهء و قبر جاماسب حكيم آنجاست و بر زير آن قبر آهن پاره‌ها ريخته‌اند و هركس كه پارهء آهن از آنجا برگيرد راه گم كند و از آن صحرا بيرون نتواند رفت مگر وقتى كه آن آهن پاره را بجايش نهد و هرصاحب منصبى كه سواره از نواحى آن قبر بگذرد البته همدران سال معزول شود يا بميرد و در زمان سلطان محمود غازان شيخ جمال بصرى كه حاكم فارس بود روزى سواره از حوالى آن قبر ميگذشت بعضى از نواب او را گفتند مناسب آنست كه راه بگردانيم يا پياده شده از قبر جاماسب بگذريم التفات به آن سخن نكرد و گفت هذا من فسادات العجم و همچنان سواره بگذشت و همان سال حسب الحكم دست از حكومت بازداشته فوت گشت . اصطخر از بلاد قديمهء فارس است و مشهور است كه دار الملك سليمان عليه السلام بوده است و برطبق آيهء كريمهء ( غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ ) آنحضرت در بعلبك شام بودى و و شام در اصطخر نمودى و آتشكدهء كه فرومردن آن از جملهء علامات ولادت حضرت رسالت است صلى اللّه عليه و سلم در آن بلده بوده است و در بيرون آن شهر ابنيه عجيبه بسيار است و در شكاف كوهى كه نزديك باصطخر است هيكلى عظيم ساخته‌اند و پيوسته باد بر آن هيكل ميوزد بنابرآن گويند كه سليمان عليه السلام باد را در درون آن هيكل حبس كرده است ( و العلم عند اللّه تعالى ) . ابرقوه از مشاهير بلاد فارس است در عجائب البلدان در سلك بيان انتظام يافته كه از عجايب آنكه در درون بلدهء ابرقوه باران نبارد مگر اندكى و در بيرون شهر بدستور ساير امصار اقطار امطار در فيضان باشد و اين معنى به سبب دعاء خليل الرحمن است صلواة اللّه