غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

623

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

موضع خانهء كعبه را گويند و جوهرى در صحاح آورده است كه بطن مكه را بكه خوانند ( لازدحام الناس فيه لانه بكه‌اى ) از دخمه و مكه را ام القرى نيز گويند بجهة آن‌كه زمين را از تحت آن گسترانيده‌اند پس مكه اصل الارض باشد لا جرم آن بلده را ام الارضين نيز نامند و مكه را پيش از ظهور اسلام طوايف خلايق مختلفة المذاهب معزز و محترم ميداشته‌اند و از خصايص آن بلده يكى كعبهء معظمه است كه برطبق آيه كريمه ( وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ) طواف آن بر جميع فرق برايا واجب است و حجر الاسود كه استلام آن از جملهء مناسك حج است در يكى از اركان آنخانهء متبركه موضوع است و مقام ابراهيم كه كلام معجز نظام ( فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ ) مقام ابراهيم مبنى بر تكريم و تعظيم آنست داخل آن موضع مباركست در عجائب البلدان از عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنه منقولست كه هيچ‌چيز از بهشت در زمين نيست مگر حجر الاسود و مقام كه دو جوهر بوده‌اند از جواهر بهشت و اگرنه اهل شرك آن را بسوزندى هرعليلى و مريضى كه آن را مس كردى شفا يافتى ديگر از مخصوصات آن مقام لازم الاحترام چاه زمزمست كه از يمن مقدم اسمعيل عليه السلام پيدا شده و از خواص آب آن چاه متبركه آنكه همچنانكه تشنه را سيراب مىسازد گرسنه را از جوع اطمينان مىبخشد و از جبال مكه يكى جبل ابى قبيس است كه بروايت عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما آن جبل اول كوهيست كه بر روى زمين مخلوق گشته و زعم زمرهء از انام آن‌كه هركس كله بريان بر سر آنكوه بخورد و ما دام الحيوة از دردسر ايمن باشد و كوه صفا و مروه كه آيهء ( إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ) مشعر بعظم شان آنها است از جبال مكه است در بعضى از كتب حديث از حضرت مصطفى عليه من الصلاة انماها مرويست كه فرمود دابة الارض كه خروجش از علامات قيامتست از كوه صفا بيرون خواهد آمد . مدينه معظمه در قديم ايام نامش يثرب بود و رسول صلى اللّه عليه و سلم آن بلده را مدينه طيبه خواند و مسجد آن حضرت و مرقد منورش در آن بلده است در عجايب البلدان مسطور است كه از خواص مدينه آن‌كه هرغريب كه بدانجا رسد بوى خوش شنود و عطر در آن شهر بيشتر بوى دهد از مواضع ديگر و العلم عند اللّه تعالى . هندوستان مملكتى است در غايت طول و عرض بعضى از بلاد آن داخل خط استوا و اكثر معمورهء آن از اقليم اول و دوم و سيوم و اندكى از آن داخل اقليم چهارم و مذاهب متوطنان آن بلده مختلف باشد و اكثر بت پرستند و از عبادت معبود حقيقى گردن پيچند و در هند حيوانات غريبة الاشكال و معادن جواهر نفيسه بسيار پيدا شود و آنمقدار نباتات نافعه و ادويهء مفيده كه در آن ديار بحصول پيوندد در ديگر امصار نباشند و اعظم بلاد هند دهلى است كه شمهء از ذكر وقايعش در ضمن عرض احوال ملوك و سلاطين سمت تبئين پذيرفت در عجايب البلدان مسطور است كه در هند درختيست كه ميوهء شيرين دارد و طيور مثل كبوتر و فاخته و غير ذلك بر آن شجره مىنشينند و از آن ميوه خورده بيهوش ميگردند و مار قصد آن مرغان كرده هريك كه در سايه آندرخت افتاده باشند از تعرض ايمن مانند