غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
617
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
قاسم امام در جوانى ميل تحصيل علوم كرده بمطالعهء رسايل متداوله پرداخت و در خط تعليق و نستعليق رايت خوشنويسى برافراخت و ايضا آن جناب در فن شطرنج خواه صغير و خواه كبير مهارت تمام دارد و بواسطهء اتصاف بوفور مكارم اخلاق و محاسن آداب همواره نقش خيرخواهى بر صحايف ضماير اكابر و اصاغر مينگارد اشعار دلفريبش بسلاست الفاظ و جودت معانى مزين است و منشات پرزينت و زيبش درنظر فضلاء سخنور مطبوع و متحسن و ميرزا قاسم حالا بغايت ايزد تعالى در سدهء سنيهء انيس الحضرة البهيه درمشخان در سلك انچكيان انتظام يافته و پرتو انوار عاطفت نواب نامدار آنخان معدلت آثار چنانچه ميبايد بر وجنات احوال خجسته مآلش تافته از منظومات كلك درربار ميرزا قاسم سه بيت بخاطر بود خامه بتحرير آن مبادرت نمود نظم شد مرا كاسهء سر خاك در ميخانه * باشد از گردش ايام شود پيمانه ز آشنايان همه بيگانه شدم بهر تو من * آشنا ناشده گشتى تو ز من بيگانه پيش واعظ منشين قصهء طوبى مشنو * قدير افراز كه كوته شود اين افسانه مولانا نور - الدين محمد ولد مولانا نظام الدين عبد القادر طبسى است او در علوم شرعيه و نوشتن سلوك و سجلات و تمسكات وقوف تمام دارد و در زمان سلطنت خاقان منصور بمنصب قضاء گازرگاه منصوب بود و در ايام دولت ابد پيوند شاهى بيشتر از پيشتر تربيت يافته سه چهار سال در دار السلطنهء هراة باتفاق ساير قضاة اسلام قضاياء فرق انام را فيصل ميداد و حالا نيز در آن امر دخل دارد و در قطع و فصل امور شرعيه شرايط اهتمام بجاى مىآورد مولانا حسامى واعظ از جملهء اقربا و تلامذهء مولانا محمد بن حسام الدين قهستانيست و به همان مناسبت حسامى تخلص مينمايد و او بطلاقت لسان و فصاحت بيان موصوفست و بكثرت قوت حافظه معروف چنانچه حكايات طويل الذيل را به همان عبارت كه در كتب مصنفين مسطور است بر سر منبر بر زبان مىآورد و حالا در ايام جمعه در مسجد جامع دار السلطنهء هراة بموعظه ميپردازد و روزهاى چهارشنبه در سر مزار پير مجرد خواجه ابو الوليد احمد قدس سره خلايق را بنصايح و مواعظ محظوظ و بهرهور ميسازد امير نظام الدين عبد الحى منشى در سلك سادات عظام نيشابور منتظم است و پدرش امير ابو تراب از جملهء اكابر اهل قلم بود اما امير نظام الدين بواسطهء صلاحيت جبلى و ملايمت اصلى از مبادى ايام صبى اوقات را به تحصيل علوم صرف نموده در هنگام جوانى اكثر كتب متداولات را مطالعه فرمود و چون آن جناب بحسن خط تعليق وجودت عبارت موصوفست در زمان سلطنت محمد خان شيبانى چندگاه صاحبمنصب انشا بوده بتحرير احكام و مناشير ميپرداخت و در ايام دولت شاهى مدرس مدرسهء امير نظام الدين عليشير شده يكدو سال لوازم آن امر را بجاى آورد و در سنهء ثلثين و تسعمائه ترك آنشغل كرده بسبب بعضى از امور التماس تدريس يكى از مدارس استرآباد نمود و حسب المدعا فرمان عالى حاصل كرده بدانجانب توجه فرمود مولانا مير على بسيادت مشهور است و در خط نستعليق سرآمد خوشنويسان نزديك