غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

590

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بسط بساط تكلف و رفع اساس تصلف بواسطه طلوع انوار طلعت آفتاب كردار خان عالى مقدار و اهتزار نسايم خلق كريم آصف نصفت‌دثار ديار خراسان در آن زمستان نضارت ايام بهار گرفت و گلهاى آمال و آمانى در چمن طبقات انسانى شكفته جريان امور جمهور نزديك و دور در سلك نظام سمت انتظام پذيرفت بيت نمود آن مهر اوج سرفرازى * ز پا افتادگان را چاره‌سازى و همدران ماه بموجب اشارت عليه خانى عاليجاه معالى پناه نظام الدولة و الوزارة احمد بيك جهة عرض مهام خراسان و التماس توجه شاهزاده عالميان ابو النصر سام ميرزا متوجه پايهء سرير اعلى گشت و در روز پنجشنبه بيست و نهم ربيع الاول حضرت سلطانى سيف الانامى خواجه مظفر كه حسب الحكم از مازندران متوجه خراسان بود بسر خيابان رسيد و انيس الحضرة البهيه باتفاق امرا و اركان دولت بل ساير اصحاب ملك و ملت باستقبال التفات فرموده در باغ خيابان خدمت سيف الانامى بشرف دستبوس آن حضرت استسعاد يافت و مجلس بزم سمت تمهيد پذيرفته فروغ جامهاى ارغوانى بر وجنات احوال همگنان تافت و همچنين در آن ايام خجسته‌آغاز فرخنده‌انجام حكام ولايات خراسان به تمام و سادات و قضاة و اشراف و اعيان و ارباب و كلانتران از سرحد مازندران تا غور و غرجستان و سيستان با تحف شايسته و پيشكشهاى بايسته بملازمت خان عاليشان رسيده در هراة جمعيت تمام دست داد و در روز نوروز انيس الحضرة البهيه در صحراى حوض ماهيان جشن نوروزى فرموده امراء و ولاة و نقباء و سادات و فضلا و قضاة و اكابر و اهل قلم و مزارعان محتشم را على تفاوت مراتبهم و تباين درجاتهم خلع فاخره پوشانيد و چندين مرقع‌شعار را مربع‌دثار و برهنه‌دوش را اطلس‌پوش ساخته بانعام تاجهاى زرنگار فرق افتخار همگنان را بلند گردانيد در خلال آن احوال مظفر بيك از سفر قندهار باز آمده بوضوح پيوست كه ظهير السلطنه محمد بابر ميرزا برحسب اشارت خان مظفرلوا از ظاهر آن بلده كوچ فرموده و بصوب كابل توجه نموده و مقرر شد كه عاليجناب صدارت مآب مقوى ملت نبى عربى تاج الملة و الدين حسن چلبى جهة تأكيد قواعد محبت و اتحاد و تشييد مبانى مودت و اعتقاد بكابل شتابد و آن جناب روز دوشنبه دوم جمادى الاولى سنهء ثمان و عشرين و تسعمائه از هراة روى به مقصد آورد و قبل از مراجعتش بتاريخ روز يكشنبه بيست و هفتم جمادى الاخرى ايلچيان ظهير السلطنه محمد بابر پادشاه بدرگاه عالى رسيده خبر استيلاء آن حضرت را بر ولايت قندهار رسانيدند و پيشكش گذرانيده بنيان موافقت و يگانگى را مؤكد گردانيدند و كيفيت فتح قندهار چنان بود كه چون بابر پادشاه به موجب التماس خان عدالت‌پناه از ظاهر آن بلده بجانب كابل توجه فرمود شجاع بيك كه از محنت محاصره و بلاء قحط و غلاء نيك بتنك آمده بود يكى از نوكران خود را كه مولانا عبد الباقى نام داشت در قندهار حاكم ساخت و بوعدهء كه به احكام خراسان كرده بود وفا ننمود و رايت توجه بكنار آب سند برافراخت و مولانا عبد الباقى رقم بطلان بر حقوق تربيت شجاع بيك كشيده قاصدى همعنان برق