غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

579

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

پادشاه از فتح قندهار فراغت يابد لواء خلافت مرتفع گردانيده بصوب خراسان شتابد و در وقت محاصره چند كرت شجاع بيك قاصدان بهراة فرستاد و از امير خان و امير غياث الدين محمد التماس نمود كه نوعى سازند كه محمد بابر پادشاه از قندهار بكابل مراجعت فرمايد تا او به خدمت شاهزاده طهماسب شتافته مدت العمر قدم از جادهء خدمتكارى برندارد بنابرآن امير خان و امير غياث الدين محمد رسولان متعاقب يكديگر بپايهء سرير آن زبدهء اولاد امير تيمور گوركان فرستادند و پيغام دادند كه هرچند شجاع بيك در ازمنهء سابقه مرتكب جرايم شده بود و سزاوار قهر و غضب مينمود اما چون حالا بقدم ندم پيش آمده قبول مينمايد كه من بعد سالك طريق دولتخواهى بندگان درگاه سلاطين پناه شاهى باشد و هرساله باج و خراج بخزانهء عامره رساند مناسب آنكه آنحضرت ترك محاصرهء قندهار گفته عنان مراجعت بصوب كابل معطوف دارند و بيش ازين مردم قندهار و متوطنان آنديار را نيازارند محمد بابر پادشاه جواب داد كه اظهار اطاعت و انقياد شجاع بيك حكم ايمان پاس دارد و اعتماد را نميشايد انشاء اللّه تعالى بعد از آنكه از فتح قندهار ميسر گردد او را مقيد بآستان ملايك‌آشيان روانه خواهيم نمود و كليد مملكت گرمسير و قندهار را بهركس كه حكم همايون نفاذ يابد تسليم خواهيم فرمود از شنيدن اينجواب امير خان را تسلى و اطمينان حاصل نگشت ليكن در آن اوان امرى دست داد كه روزىچند از سر گفت‌وشنود آنمهم درگذشت ذكر لشگر كشيدن عبيد الله خان بدار السلطنه هراة و محفوظ ماندن آن بلده از انواع آفات و مخافات در بهار سنهء سبع و عشرين و تسعمائه كه سپهدار ناميه الوس رياحين به فضاى بساتين كشيد و لاله نگون تاج از هجوم جنود سبزه انديشيده در قلاع جبال متحصن گرديد عبيد اللّه خان با سى هزار پياده و سوار از جنود ماوراء النهر و تركستان عازم خراسان گشت و از كچ كونجى خان كه بعد از فوت تيمور سلطان سلطنت سمرقند بوى تعلق گرفته بود اجازت طلبيده از آب‌آمويه بگذشت و روز پنجشنبه شانزدهم جمادى الاخرى سنهء مذكوره قاصد والى سرخس سيوندوك بيك افشار بهراة رسيد و آن خبر را بعرض امير خان رسانيد و ضماير اكابر و اصاغر را پريشان گردانيد زيرا كه محصول سال گذشته در شهر نمانده بود و نو هنوز درنيامده و حكام خراسان هريك در مقر عز خود اقامت داشتند و اجتماع ايشان جهة مقابله و مقاتله محال مينمود لا جرم خواطر هرويان بر تحصن قرار يافته امير غياث - الدين محمد ضبط دروازهء ملك را تا برج شمالى دروازه عراق تعهد فرمود و پيرى سلطان باتفاق صوفيان خليفه هراست دروازهء عراق را تكفل نمود پير احمد بيك و هدايت بيك و قاسم مهردار از برج سلطان احمد ميرزا تا قلعهء اختيار الدين بحيطه ضبط درآوردند و اسحق بيك و برادرش مقصود بيك آنحصار را مضبوط و محفوظ گردند مرجونك سلطان در