غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
557
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گفتار در بيان اطاعت و انقياد شيخشاه شروانى و رفتن ميرزا شاه حسين و امير جمال الدين محمد نزد آن ناظم مناظم كامرانى رباعى جانا اگرت لطف ازل يار بود * توفيق شهنشهى مددكار بود با آنكه در اول نزدى راه صواب * آخر وطنت منزل اخيار بود نظير اين گفتار آنكه فرمانفرماى شيروان يعنى شيخشاه سلمه اللّه و ابقاه بعد از چندگاه كه در وادى مخالفت پادشاه دينپناه سلوك نمود بارشاد ملهم توفيق سالك طريق ندامت گشته بتمهيد بساط اعتذار و استغفار پرداخت و قاصدان بلاغت مآثر با تنسوقات وافر و تبركات نادر بدرگاه عالمپناه فرستاده باظهار اطاعت و فرمانبردارى زبان گشاد و بنواب كامياب پيغام داد كه اگر نقوش خطايا و زلات اين دولتخاه باب عفو و اغماض پادشاه عاليجاه از لوح ضمير مهر تنوير شسته شود من بعد بر جاده مستقيمه خدمتكارى و طاعتگذارى ثبات قدم ورزيده سر از حلقه عبوديت بيرون نيارم و بپاى اخلاص و نيازمندى ساحت بارگاه سلاطين پناه پيموده خود را يكى از بندگان آستان ملايك آشيان شمارم ( رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا ) و چون اين معانى بعرض مقربان پايهء سرير سلطنت و كامرانى رسيد انوار مكارم اخلاق پادشاه باستحقاق مانند لوامع خورشيد از مطالع مرحمت بيدريغ طالع گشته ظلمت ليالى عصيان والى شروان را نابود گردانيد و نسايم الطاف خسرو مرتضوى اوصاف از مهب اعطاف بيكران در اهتزاز آمده دفاتر جرايم و آثام او را صفت هباء منثورا بخشيد و حكم همايون شرف صدور يافت كه وكيل السلطنه ميرزا شاه حسين و افتخار دودمان سيد ثقلين امير جمال الدين محمد بشروان شتافته خاطر شيخشاه را بتاكيد مراسم عهد و پيمان مطمئن گردانند تا بيدغدغه بر شارع هدايت بخش فرمانبردارى ثابت قدم بود ديگر خيال خلاف ننمايد و هرگاه كه خواهد بدرگاه سلاطينپناه آيد و آنحضرت بموجب حكم جهانمطاع از قشلاق نخچوان متوجه شروان گشته چون نزديك به آن حدود رسيد شيخشاه لوازم استقبال بجاى آورد و در بسط بساط ضيافت و مهماندارى كمال اخلاص و خدمتكارى بظهور رسانيده از جانبين رسوم گذرانيدن تحفه و تبرك بوقوع انجاميد و جناب ميرزائى چنانچه از كمال كياست خدامش متصور بود بشرايط امر رسالت پرداخته شيخشاه را بغايت عنايت پادشاهى اميدوار ساخت و ناظم مناظم شريعتآراى بوفور جودت طبع سليم شبهاتى كه حاكم شروان در بعضى از مسائل ملت عليه اماميه داشت رفع كرده اعلام ارشاد و نيكوخواهى بر افراخت لا جرم شيخشاه عن صميم القلب طريق انقياد پيش گرفته آن دو بزرگ عاليشانرا حسب المدعا رخصت انصراف داد و مصحوب ايشان از اسبان بدوى و استران بردعى و اجناس