غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

490

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ساخت و محمد بيك از هجوم اعداء شوم خبر يافته باز مستعد قتال گشت و در ظاهر قلعهء حميد آمده تلاقى فريقين دست داده جنگى در پيوست كه از نهيب آن عنان صبر و شكيب از قبضهء اقتدار كوتوال حصار پنجم بيرون رفت و سيلاب خون چون رود جيحون در فضاى معركه روان شده قافلهء امن و سلامت رخت از مرحلهء جهان بربست آخر الامر محمد بيك بباد حملهء صرصر اثر خيل بدخواه ذو القدر را چون غبار بىاعتبار از عرصهء روزگار برداشت و گور شهرخ و احمد بيك با بسيارى از اتباع در معركه كشته گشته زمانهء پربهانه وجود و عدم ايشان را يكسان انگاشت و محمد بيك كرة بعد از اخرى دست تمنا در گردن عروس فتح و فيروزى حمايل نموده سرهاى مقتولان را بر پشت ستوران بار كرد و مصحوب قاصدى قمر مسير بپايهء سلطنت مصير فرستاد و چون در آن زمان پادشاه خجسته شيم از قشلاق‌خوى متوجه عراق عجم گشته بود ايلچى استاجلو محمد بيك در ييلاق همدان سرهاى دشمنان را بآستان ملايك‌آشيان رسانيده كيفيت آن فتح را كه ثانيا بيمن دولت ابد پيوند روى نموده بود معروض گردانيد و باصناف انعام و اكرام اختصاص يافته مفتخر و مباهى بجانب دياربكر بازگرديد و چون خبر شكست علاء الدوله مرة بعد اخرى بروم رسيد پادشاه آنديار كه از وى كينه ديرينه در سينه داشت لشگر بسروى كشيد و علاء الدوله در ميدان قتال به زخم تيغ روميان كشته گشته رشتهء حيات بسيارى از قوم ذو القدر در آن معركه منقطع گرديد و بقية السيف در اطراف آفاق پريشان شده نامراد در خدمت قيصر راه ديار روم پيش گرفت و بيشائبه كلفتى و غايله مشقتى گلشن ممالك شاهى از خار آزار آن سالك طريق تباهى سمت امنيت پذيرفت و شاه صاحب‌تائيد آن بهار و تابستان در منتزهات ولايت همدان در كمال دولت و اقبال اوقات خجسته ساعات بعيش و نشاط مصروف داشت و در خلال آن احوال امير نجم الدين زرگر منظور نظر كيميا اثر پادشاه عالىگهر شده رايت اعتبار و اختيار برافراشت . ذكر شمهء از حال امير نجم الدين مسعود جيلانى و رسيدن كوكب طالع او بدرجهء شرف و كامرانى بر ضمير كيميا تاثير مبصران معيار اعتبار و عيارشناسان كارخانهء روزگار در حجاب استار مخفى نخواهد بود كه امير نجم الدين مسعود در اوايل حال در سلك اشراف و اعيان رشت كه داخل مملكت جيلانست منتظم بود و بواسطهء كمال مهارت در صناعت صياغت از امثال و اقران ممتاز و مستثنى مينمود و در آن ايام كه آن گوهر كان الطاف الهى يعنى حضرت شاهى دين‌پناهى در ولايت لاهجان بسر ميبرد امير نجم الدين مسعود بنابر ارادتى كه نسبت بدودمان پيغمبرى سيما منتصبان خاندان حيدرى ثابت داشت ناديده