غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
455
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گفتار در بيان عبور فرمودن آنفارس مضمار تفاخر از آب ارس و گرو درآمدن بولايت شروان از كمال شجاعت و تهور فياض على الاطلاق هرذو اقتدارى را كه مستغرق بحر عاطفت نامتناهى سازد در وقت عبور بر درياى مشكلات امور ملاح عنايت بىتغيير به غير وسيلهء زورق و تدبير او را بساحل نجات رساند و خلاف انفس و آفاق هرصاحب اعتبارى را كه پايهء قدر و منزلت باوج سپهر دوار برافرازد بهنگام طوفان حوادث ايام و شهور هادى توفيق رفيق گشته او را در سفينه امن و سلامت نشاند ع هركه با نوح نشيند چه غم از طوفانش نظير اين تقرير كيفيت عبور پادشاه گردونسرير است بر آب ارس و كر در وقتى كه بسبب طغيان آب آن بحر پيكران سياحان درياى تدبير در مقام تحير بودند و تفكر صورتحال بر سبيل اجمال آنكه در آن اوان كه خاطر دريا مقاطر پادشاه بيهمال از جانب گوشمال گرجيان و فتح قلعهء منتش فراغت يافت چنانچه در آذربايجان مقرر شده بود عازم شروان گشت و فرمان همايون بنفاذ پيوست كه بيرام قرامانى با فوجى از مردم تكلو و زمرهء از قوم ذو القدرلو پيشتر از موكب ظفر اثر بكنار آب كر شتافته از معبر قومين اولمى عبور نمايد و گذر قواى دقنانج را ملاحظه كرده هريك را قابل گذشتن لشگر صفشكن يابد بعضى از جنود را بمحافظت آن معبر مأمور گرداند تا شروانيان نتوانند كه لشگر دريا اثر را از عبور مانع آيند و بيرام بيك برحسب فرمان واجب الاذعان بدانجانب روان شد و بعد از وصول بكنار آب و مشاهدهء آن دو معبر هيچيك را قابل عبور لشگر ندانست و هرچند در بحر تدبير شناورى نمود ابواب ركوب بر سفينه مقصود بر رويش نگشود آنگاه سپاه را دو بخش كرده فرمود كه هرقسمتى در يكى از دو جانب آب ارس و كر كه دران موضوع به يكديگر اتصال ميابد خيمهء اقامت برافرازند و همت بر سرانجام اسباب عبور از آن درياى بيكران مصروف سازند و لشگريان حسب فرموده بتقديم رسانيده بعضى خيال ترتيت كشتى و سفينه مينمودند و جمعى در انديشهء تركيب سل و كلك ميبودند كه ناگاه آنقدوهء خواندان امامت و كرامت يعنى پادشاه عاليجاه بحر مكرمت بكنار آب رسيد و بر تحير و تفكر سياحان درياى هيجا اطلاع يافته بيشايبه تدبر سمند خوشخرام ماهى اندام را قدمى چند بجانب بالاى آب راند آنگاه عنانيكران به طرف دريا انعطاف داده از آن بحر عميق كه نزد ارباب فهم و خرد بىمدد كشتى عبور بر آن محال مينمود بهدايت بخت سرمد ع بگذشت چنان كه بگذرد باد بدشت عساكر بحر جوش رعد خروش نيز متعاقب موكب كردون مراتب اسب در آب افكندند و مجموع در ضمان صحت و عافيت عبور كردند و مضمون حديث همايون ( مثل اهل بيتى كمثل سفينه نوح ) بابلغ وجهى ظهور نمود و بواسطهء وقوع آن امر غريب ارادت و اعتقاد جنود ظفر درود نسبت بزبده اولاد صاحب