غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
431
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
را ببرادر ارشد خويش سلطان يعقوب داد و سلطان خليل بواسطهء بخل و خست و سوء تدبير و عدم رويت كما ينبغى از عهدهء دارائى رعيّت و سپاهى بيرون نتوانست آمد لا جرم باندك زمانى امرا و لشگريان آذربايجان از سلطنتش متنفر گشته بملازمت يعقوب ميرزا مائل شدند و يعقوب ميرزا شعار مخالفت بر او اظهار كرده با سپاه بسيار سراسر جوشنپوش و خنجرگذار از دياربكر متوجه آذربايجان گرديد و سلطان خليل نيز با جنود تبريز قاصد معركه ستيز و خونريز شده رايت نهضت مرتفع گردانيد و در حدود مرند و خوى آن دو پادشاه جنگجوى بهم رسيدند و دليران جانبين دست باستعمال آلت قتال برده گردنبرد باوج فلك تيز گرد رسانيدند پس از كشش و كوشش فراوان نسيم فتح و پيروزى بر پرچم علم سلطان يعقوب وزيد و سلطان خليل به زخم تيغ يكى از لشگريان بر خاك هلاك افتاده نهالاقبال ششماههء او مستأصل گرديد يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ و يَحْكُمُ ما يُرِيدُ ذكر ارتفاع اعلام سلطنت سلطان يعقوب بنابر مشيت حضرت علام الغيوب چون سلطان خليل بتقدير پروردگار جليل در معركهء مرند قتيل گشت تمامى امرا و نوئينان آذربايجان بر سلطنت يعقوب سلطان اتفاق كرده رايت عظمتش از فرق فرقدين درگذشت يوسف ميرزا و مسيح ميرزا متابعت برادر بزرگوار اختيار كردند و دست مبايعت به دو داده شرط ملازمت بجاى آوردند و يعقوب ميرزا بر خنك دولت و حشمت نشسته از معركهء جنك عنان عزيمت بجانب تبريز معطوف ساخت و در آن بلده فاخره بر اورنك فرمانفرمائى تكيه زده چنانچه بايد و شايد باستمالت خلايق پرداخت بدستور پدر مغفور خويش در تشييد قواعد رعيتپرورى سعى موفور نمود و در تقويت شريعت غرا كوشيده جهة سادات و قضاة و علما سيورغالات مقرر فرمود قاضى مسيح الدين عيسى ساوهء ولد خواجه شكر اللّه وزير را كه استادش بود بعالى منصب صدارت و حكومت امور شرعية منصوب گردانيد بلكه آن جناب را در تمشيت امور ملك و مال دخل داد رايت جاه و جلالش را باوج كمال اعتبار رسانيد امر نيابت و سرانجام تمامى مهمات سركار سلطنت را بشيخ نجم الدين مسعود كه خواهرزادهء قاضى عيسى بود تفويض نمود و جميع امرا و وزرا و اركان دولت را بمتابعتش مامور ساخته ابواب انواع اصطناع بر روى روزگارش برگشود از غايت عنايت او را اجازت داد كه بر روى فرامين مطاعه در برابر مهر بزرك همايون برقم ختم توقيع فرمايد و فرمود كه ما دام كه نشان به آن توقيع موقع نشود هيچكس مضمونش را انقياد ننمايد و منصب امارت و كارسازى سپاه بر صوفى خليل موصلو و سليمان بيك قرار يافت و انوار مرحمت مكرمتش از مطلع كهترنوازى طالع شده بر وجنات احوال ساير مقربان و انچكيان تافت اما قاضى عيسى فضايل و كمالات