غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
429
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
عالمپناه بيارايد جهة اول آنكه چون شهادت سلطان حيدر و مقيد شدن و نجات يافتن پادشاه هفت كشور در ايام جهانبانى آنسالكان طريق كامرانى بوقوع پيوسته است سياق تاريخ چنان اقتضا مىكند كه نخست كيفيت وقايع و حالات ايشان در ؟ ؟ ؟ يز بيان آيد تا سلسلهء سخن از يكديگر ارتباط يافته از اخباريكه موقوف عليه بيان ظهور دولت شاهيست قضيه مبهم نمايد ديگر آنكه نزديك مستخبران اخبار عالم ناپايدار صورت اينمعنى بر منصهء اظهار جلوهگر شود كه تا زمانى كه آن پادشان گيتىستان نسبت به اين دودمان امامت مكان در مقام ارادت و اخلاص بودند روزبروز اعلام دولت و اقبال ايشان صفت ارتفاع ميگرفت و چون عيار حسن محبت و اعتقاد را بغل و غش عداوت و نفاق تبديل دادند باندك زمانى بناء سلطنتى بدان متانت بصرصر بىنيازى انهدام يافته سمت هباء منثورا پذيرفت ( قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ ) ذكر سلطنت مظهر اثار امن امان ابو النصر حسن بيك بن على بيك بن قرا عثمان از ارقام عنبرينفام جزو ثالث ازين مجلد مشام اهالى فهم و خرد بشمايم اينحكايت معطر ميگردد كه امير قرا عثمان در ايام جهانبانى حضرت صاحبقرانى امير تيمور گوركان و ولدار شد آنحضرت شاهرخ سلطان بايالت بعضى از ولايات دياربكر سرفراز بوده اوقات خجسته ساعات بكام دل ميگذرانيد و چون آن امير دوستنواز دشمنگداز عازم رياض عقبا گرديد پسر فرخنده اخترش على بيك قايممقام پدر بزرگوار گشته چندگاه جناح عدل و احسان بر مفارق فرق انسان مبسوط گردانيد و بعد از فوت على بيك ثمرهء شجرهء زندگانيش معز السلطنه و الخلافة ابو النصر حسن بيك بر مسند دولت و كامرانى تكيه زده نسبت بامير جهانشاه بن قرا يوسف كه در آن ايام بر بلاد عراقين و آذربايجان و فارس و كرمان فرمانفرما بود در طريق خلاف سلوك مينمود و مدتها بين الجانبين مواد نزاع هيجان داشت تا بموجبى كه سابقا مسطور گشت سرپنجه اقتدار امير حسن بيك بساط حيات جهانشاه را درنوشت و همدران سال پادشاه ماوراء النهر و خراسان ميرزا سلطان ابو سعيد گوركان بطمع تسخير ممالك جهانشاهى متوجه عراق و آذربايجان شد و بر وجهى كه پرتو اهتمام بر تبيين آن تافت مهم او نيز به قوت دولت امير حسن بيك فيصل يافت آنگاه تمامى ولايات اران و آذربايجان و كردستان و لرستان فارس و كرمان و عراق عرب و عجم تا سرحد خراسان در حيز تسخير آن زيبندهء تاج و سرير قرار گرفت و از حسن معدلت روزافزونش اطراف آن بلاد و امصار روى