غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

401

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

خواهد امير اردو شاه را در بلخ نگاهدارد و الا رخصت داده به طرف غرجستان فرستد و چون ميرزا على بيك بازآمده خبر مصالحه رسانيد شاه‌زاده از دره‌جز بدهانهء اربز شتافت و از جانب امير اردو شاه سيد عبد اللّه و حيدر ترخان به خدمت مخدوم‌زاده آمده آنحضرت و امرا و اركان دولتش را سوگند دادند كه در حق امير اردو شاه بدنينديشند و ازينطرف محمد - قلى ديوانه كه در سلك خواص بارگاه محمد زمان ميرزا منتظم بود ببلخ رفت و خاطر امير اردو شاه را مطمئن گردانيد و او در صباح روز چهارشنبه از ايام ربيع اولى سنهء ثلث و عشرين و تسعمائه با چهل كس از خواص خويش كه همه ايشان جهة رعايت حزم جيبه در زير جامه پوشيده بودند بتوخته آمده رستم بكاول را نزد شاه‌زاده فرستاد كه آن حضرت نيز چنانچه قرار يافته بود با سى چهل كس بدانجا شتابد و محمد زمان ميرزا با تمامى امرا و سپاه خود كه قرب هزار نفر بودند از دهانهء اربز بصحرائى كه واسطه است در ميان آن منزل و قريهء توخته شتافته آنجا لشگر را بتوقف امر كرد و با شصت هفتاد كس از مردم جلد بعزم ملاقات اردو شاه روان شد و با امرا مواضعه نمود كه آنمقدار در آنموضع توقف نمايند كه اردو شاه به خدمت رسد آنگاه بر جناح استعجال بجانب او در حركت آيند و چون مخدوم‌زاده بتوخته رسيد امير اردو شاه از مركب سركشى فرود آمده سه نوبت زانو زد و شرف تقبيل انامل فياض حاصل كرده بر زبان آورد كه من از جملهء نوكران فرمان‌بردارم وقتى كه مرا از درگاه رانديد بگوشه رفتم و چون طلب فرموديد باز بملازمت آمدم و مخدوم‌زاده جوابى مناسب گفته همعنان يكديگر سوار شدند و روى به شهر آوردند و همان لحظه تمامى سپاه محمد زمان ميرزا بموكب عالى ملحق شده امير اردو شاه از آن كثرت بغايت هراسان گشت و خيال نمود كه فرار كرده خود را پيش از مخدوم‌زاده به شهر رساند و نوبت ديگر طريق خلاف مسلوك دارد و اين معنى نزد امراء آنحضرت بوضوح پيوسته در وقتى كه بگذر گاهى تنك رسيدند امير اردو شاه را دستگير كرده بقتل رسانيدند و از آن چهل سوار كه همراه او بودند بعضى گرفتار شده زمرهء ببلخ گريختند و كيفيت حال را بقوام بيك بازگفتند و او برج‌وبارهء شهر را مضبوط ساخته رسولان سخندان متعاقب و متواتر بكابل فرستاد و استدعا نمود كه بسرعت هرچه تمامتر اعلام ظفرپيكر پادشاه والاگهر بصوب بلخ نهصت نمايد تا محمد زمان ميرزا مجال چرانيدن غلات نيابد و بعد از آنكه قرب يك ماه مخدوم‌زاده در حدود بلخ نشسته بامر محاصره پرداخت خبر توجه حضرت پادشاهى بدانجانب شايع گشت لا جرم محمد زمان ميرزا بدره‌جز رفته بآغروق خود پيوست و مقارن آنحال خبر رسيد كه فقير على بيك از درگاه پادشاه عاليجاه بابر ميرزا نشان حكومت مقاليد شهر و قلعه به دو سپرده باردوى عالى رفت و عنقريب چتر ظفرپيكر حضرت پادشاه عالىگهر سايهء وصول بر آنولايت خواهد انداخت بنابراين محمد زمان ميرزا امير محمد باقر برلاس را جهة اظهار اطاعت و انقياد و طلب ملك موروث بآستان سلطنت‌آشيان حضرت ظهير السلطنه والدين بابر ميرزا ارسال داشت و خود