غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
362
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
غزليات و مثنوياتش اكثر اوقات در كمال سلاست و بلاغت بر صفحهء ظهور مىآيد پرتو اهتمام آن جناب بر مطالعهء بعضى از متداولات نيز تافته و بجودت طبع و حدت ذهن در ميان فرق انام اشتهار تمام يافته از نتايج افكار او شاه و درويش و صفات العاشقين و ليلى و مجنون و ديوان قصايد و غزليات مشهور است و اين مطلع كه نوشته مىشود بر السنه وافواه مذكور مطلع ايكه ميپرسى ز من كان ماه را منزل كجاست * منزل او در دلست اما ندانم دل كجاست و اين رباعى نيز از جملهء منظومات آنجنابست كه رباعى آنى كه تمامت ز نمك ريختهاند * ذرات وجودت ز نمك بيختهاند با شيرهء جانها نمك آويختهاند * تا همچو تو صورتى برانگيختهاند . مولانا زلالى ؟ ؟ ؟ فصاحت بيان و طلاقت لسان و حدت فهم و لطافت طبع موصوف و در ميان شعراء زمانه بمكارم اخلاق و محاسن آداب معروف پيوسته از سرچشمهء ضمير صافى زلال اشعار لطافت آثار مترشح ميسازد و بنظم قصيده و غزل بيشتر از ساير اقسام شعر مىپردازد و بخلاف ساير شعرا مضمون ( الذل مع الطمع ) را منظور داشته از شيوهء طمع پيوسته اجتناب مينمايد و طبعش از نظم شعرى كه مشعر باينمعنى باشد متنفر بوده هرگز لب بطلب نميگشايد قصيدهء بال مرصع را تتبع نموده و الحق در آن قصيده معانى دقيقه درج فرموده و سه بيت اول قصيدهء مذكوره اينست كه ابيات خورد بسى پيچ و تاب دلو ملمع رسن * تا بدر آمد ز چاه يوسف گلپيرهن كرد زليخاى صبح پيرهن صبر چاك * راز دلش فاش گشت بر سر هرانجمن داد بزال سپهر طرفه ترنجى ز مهر * طرفه كه شد هم ترنج بر كف او تيغزن و اين مطلع نيز از جملهء منظومات اوست كه مطلع نخواهى كرد باور خارخار سينهء چاكم * مگر روزيكه گيرد دامنت خار سر خاكم . مولانا مجنون ولد مولانا كمال الدين محمود رفيقى است كه بحسن خط و لطف طبع اتصاف داشت و مولانا مجنون بغايت درويشوش و فانى مشربست و اشعارش سليس و همواره اتفاق مىافتد و اين مطلع غزل از آن جمله است كه مطلع بيوفا بودى من از اول ترا نشناختم * حيف اوقاتى كه دنبال تو ضايع ساختم و اين مطلع قصيده نيز از جملهء منظومات اوست كه مطلع فيروزهء سپهر در انگشترين تست * روى زمين تمام به زير نگين تست استاد كمال الدين بهزاد مظهر بدايع صور است و مظهر نوادر هنر قلممانى رقمش ناسخ آثار مصوران عالم و بنان معجز شيمش ماحى تصويرات هنروران بنى آدم بيت موى قلمش ز او ستادى * جان داده به صورت جمادى و جناب استادى بيمن تربيت و حسن رعايت امير نظام الدين عليشير به اين مرتبه ترقى نمود و حضرت خاقان منصور را نيز بآنجناب التفات و عنايت بسيار بود و حالا نيز آن نادر العصر صافى اعتقاد منظور نظر مرحمت سلاطين انام است و مشمول عاطفت بىنهايت حكام اسلام ع بىشبه هميشه اينچنين خواهد بود مولانا سلطان محمد بن مولانا نور الله عمدهء نسخ تعليقنويسان زمانست