غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

358

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

وقوفست و بصفت زهد و رشاد و صلاح و صداد موصوف و معروف بگذاردن حج السلام و طواف روضهء مقدسهء حضرت خير الانام عليه الصلاة و السلام فايز گشته و از كمال سعادت نفس بقلم انديشه غير نقش خيرخواهى حرفى بر لوح خاطر ننوشته و آن جناب در زمانيكه امير خان موصلو در بلدهء فاخرهء هراة بحكومت مشغول بود بنابر استدعاء ملك سلطان محمود از وطن سفر كرده بجانب سيستان توجه نمود و تا غايت در آن ولايت ساكن است و در كمال اعزاز و احترام بر مسند افاده و تدريس متمكن مولانا شمس الدين بردعى در زمان خاقان منصور از وطن اصلى بهراة آمده آغاز تحصيل علوم نمود و در اندك زمانى بدرجه كمال ترقى فرمود و در مزار فايض الانوار مقرب حضرت بارى خواجه عبد اللّه انصارى بمنصب تدريس منصوب شد و در شهور سنهء سة و عشر و تسعمائه از خراسان متوجه آذربايجان گشت و چنان مسموع مىشود كه حالا در شروان بافاده قيام مينمايد . مولانا اسماعيل تبريزى در علم و كمال از اقران مولانا شمس الدين بردعيست و او نيز در سنه مذكور از هراة بجانب آذربايجان رفت . مولانا حاجى محمد تبريزى در سلك علماء محقق و فضلاء مدقق انتظام دارد و در سنه مذكور از دار السلطنهء هراة بجانب ماوراء النهر رفته منظور نظر تربيت عبيد اللّه خان شده بمنصب صدارت سرافراز گشت و بعد از چندگاه دست از تكفل آن شغل بازداشت و حالا هم در آن بلده ساكن است و بدرس و افاده اشتغال مينمايد . مولانا عصام الدين ابراهيم ولد مولانا عربشاه اسفراينى است و نبيره دخترى مولانا عصام الدين داود خوافى كه صدر و استاد سلطان محمود ميرزا بود و مولانا عصام - الدين ابراهيم بلطف طبع وحدت ذهن و تكميل علوم محسوس و معقول و مهارت در فنون مفهوم و منقول سرآمد علماء عاليشان است و در زمان خاقان منصور بكسب كمال اشتغال نبوده به اين مرتبه ترقى فرمود و در مدرسهء شريفهء شاهرخ ميرزا مدرس گشته ابواب افاده بر روى روزگار طلبه بگشود و در ماه رجب سنهء ست و عشرين و تسعمائه بواسطه حدوث بعضى از امور كه تحرير آن مناسب بسياق تاريخ نيست از دار السلطنهء هراة ببخارا شتافت و حالا در آنولايت متوطن است و از وفور انعام و احسان عبيد اللّه خان محظوظ و بهره‌ور مىگردد . امير جمال الدين عطاء الله سلمه اللّه و ابقاء سدهء سنيه‌اش ملاذ طوايف اكابر و اشراف ايام است و عتبه عليه‌اش مجمع اعاظم اولاد امجاد خير الانام لوح ضمير مهر تنويرش مطرح اشعهء انوار اسرار كتب الهى و صحيفهء خاطر عالى مآثرش مهبط لوامع حقايق اخبار حضرت رسالت پناهى گنجينهء سينه‌اش بجواهر زواهر علوم مشحون و عقود درر كلمات در مخزن باطن خجسته ميامنش مخزون نير شمايل نبوى از مشارق جمال خجسته مآلش طالع و شعشهء آثار فضايل مرتضوى از مطالع خصايص علم و كمالش لامع راى