غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

354

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مينمود بنابرين بخواب بين مشهور گشت و در زمان خاقان منصور بواسطهء وفور التفات آنحضرت پايهء قدر و منزلتش از امثال و اقران درگذشت و پسرش سيد افضل بصفت فضل و وقوف در نظم اشعار تركى و فارسى اتصاف داشت و در ملازمت خاقان منصور اوقات گذرانيده چندگاه همت بر پرسش يرغو ميگماشت وفات سيد سلطانعلى در شهور سنهء احدى و عشرين و تسعمائه دست داد و انتقال سيد افضل بعد از پدر به چند ماه اتفاق افتاد و امير صدر الدين سلطان ابراهيم امينى در تاريخ فوت سيد سلطانعلى فرمايد قطعه سيد عالىنسب سلطانعلى * آنكه ميگفتش خرد ز اهل يقين مير را چون خواب بينى شيوه بود * سال فوت اوست مير خواب بين خواجه آصفى ولد خواجه نعمت اللّه قهستانى بود كه چندگاه بوزارت سلطان سعيد قيام مينمود و آن‌جناب بصفاء ذهن سليم و ذكاء طبع مستقيم از ساير شعراء روزگار و فضلاء رفيع مقدار امتياز تمام داشت گاهى در سايهء تربيت امير نظام الدين عليشير بسر برده احيانا همت بر ملازمت بديع الزمان ميرزا ميگماشت ديوان غزليات آن جناب مشهور و اين مطلع در آن ديوان مسطور كه مطلع بسى خود را در آب ديده چون ماهى وطن ديدم * كه تا قلاب زلفش را بكام خويشتن ديدم وفات خواجه آصفى در شانزدهم شعبان سنهء احدى و عشرين و تسعمائه اتفاق افتاد و جهة ضبط ماه و سال مذكور بلبل طبع امير سلطان ابراهيم امينى اين ترنم آغاز نهاد قطعه چون آصفى آن چشم خرد را مردم * در ابر اجل گشت نهان چون انجم پرسيد دل از من كه چه آمد تاريخ * گفتم ز برات آمده روز دوم شيخ فصيح الدين محمد ارشد اولاد شيخ زين الدين خوافى بود و مدتى مديد در سر مزار جد خويش بر سجادهء تقوى نشسته بضيافت صادر و وارد قيام مينمود و در سنهء ثلث و عشرين و تسعمائه كه سن شريفش قريب به نود بود درگذشت و بعد از اقامت مراسم تجهيز و تكفين همدران مزار مدفون گشت . امير نظام الدين عبد القادر در سلك اجلهء سادات و علما و اعاظم افاضل و نقبا انتظام داشت و در زمان خاقان منصور سالها در مدرسهء شريفهء سلطانيه نقش افاده بر حاشيه ضمير طلبه مينگاشت منصب جليل القدر نقابت و امر قضاء مملكت خراسان مدتى مديد متعلق بآنجناب بود و در تكفل اين مهام بطريق امانت ديانت سلوك مينمود وفاتش در شهور سنه خمس و عشرين و تسعمائه اتفاق افتاد و قلم خجسته رقم در بيان تاريخ آنواقعه به اين رباعى زبان برگشاد رباعى عالىنسبى كه بود در دين فاخر * در علم يگانه در فضيلت نادر شد سوى رياض خلد و آمد تاريخ * افسوس جناب مير عبد القادر . مولانا هاتفى از اقرباء قربيه يا خواهرزاده حضرت اشرف الانامى مولانا عبد الرحمن الجامى بود و در نظم مثنوى از ساير شعراء زمان‌گوى تفوق ميربود اكثر كتب خمسه شيخ نظامى را مانند ليلى و مجنون و خسرو شيرين و هفت‌پيكر تتبع كرد و در برابر اسكندرنامه ظفرنامه تيمورى بنظم آورد و افتتاح نظم فتوحات نواب كامياب شاهى