غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

349

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مراتب امور جهانبانى امير نجم ثانى بفرمان واجب الاذعان حضرت پادشاه دين‌پناه لشگر بماوراء النهر كشيد و قرشى را گرفته در آن بلده قتل عام بوقوع انجاميد بناء حيات مولانا بنانى در خم تيغ غازيان عظام صفت انهدام يافت ديوان اشعارش در بلاد ماوراء النهر و خراسان مشهور است و اشعار آبدارش بر السنه و افواه طبقات انام مذكور و مولانا بنائى در اواخر اوقات حيات ديوان خواجه حافظ شيرازى را تتبع نمود و در آن غزليات بلاغت آيات حالى تخلص فرمود . شيخ الاسلام امجد مولانا سيف الدين احمد علامهء عرصهء عالم و ملاذ علماء بنى آدم بود بغايت امانت و ديندارى موصوف و بنهايت ديانت و پرهيزكارى معروف در علم تفسير و حديث و فقه بىشبه و بدل و در ساير فنون عقلى و نقلى از اكثر علماء زمان افضل و آن جناب بعد از فوت والد ماجد خود مولانا قطب الدين يحيى بن مولانا محمد بن مولانا سعد الملة و الدين مسعود التفتازانى در امر شيخ الاسلامى دخل كرد و قرب سى سال در خطهء خراسان لوازم تقويت شريعت مطهر بجاى آورد و در ماه رمضان سنه ست عشر و تسعمائه بواسطه سعايت اصحاب غرض فرمان همايون نواب كامياب شاهى بمؤاخذه و مصادرهء آن جناب صدور يافت و همدران ايام بنابر تقدير پادشاه قدير كشته گشته بعالم آخرت شتافت مدرسهء كه نزديك به مسجد جامع بلدهء هراة به نواحى درب خلفيان واقعست از آثار جناب شيخ الاسلامست و بعضى از رسايل و حواشى آن جناب كه در اصناف علوم تاليف يافته در ميان طلاب مشهور است و سخنان آن رسايل بر الواح خواطر مسطور امير مرتاض در علم حكمت و رياضى بىشبه و نظير بود و در ساير علوم بر بسيارى از دانشمندان زمان دعوى تفوق مىنمود و بصيام دهر روزگار ميگذرانيد و همواره وظايف طاعات و عبادات مؤدى ميگردانيد و در زمان خاقان منصور در مدرسهء اخلاصيه بلوازم منصب تدريس اشتغال داشت و در ايام دولت محمد خان شيبانى در مدرسهء سلطانى نيز رايت افادت برافراشت و كرت ثانى كه ماهچهء علم زرنگار نواب كامياب شاهى پرتو وصول بر ولايات خراسان انداخت امير مرتاض بسبب تعصب در مذهب تسنن از هراة به طرف قندهار شتافت و همدران ولايت وفات يافت خواجه عماد الدين عبد العزيز المشتهر بمولانازاده ابهرى عالمى متبحر بود و در علم حديث وفقه حنفى و شافعى اظهار مهارت مينمود و در زمان خاقان منصور بنام امير نظام الدين عليشير مشكوه را شرح نوشت اما پيش از آنكه آن كتاب شهرت يابد دست زمانه ورق آندولت را درنوشت و سالها در مدرسهء خاقان سعيد شاه‌رخ ميرزا و مدرسه سلطانى و خانقاه اخلاصيه بدرس و افاده اشتغال داشت و در همان سال كه امير مرتاض از هراة بجانب قندهار رفت مولانازاده نيز راه بلاد هند پيش گرفت و ديگر از وى خبر نيامد و در ولايات سند فوت شد مولانا فصيح الدين صاحب دارا بحدت طبع و جودت ذهن و مكارم اخلاق و محاسن آداب سرآمد فضلاء استراباد بود و در فن شطرنج خواه كبير و خواه صغير چه