غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

340

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بود و مولانا حاجى محمد در سلك اعاظم فقهاء زمان ميرزا ابو القاسم بابر انتظام داشت اما قاضى نظام الدين بمزيد زهد و تقوى و مهارت در امر درس و فتوى بر اكثر علماء ايام دولت خاقان منصور فايق بود و مدت مديد در مدرسهء غياثيه و مدرسه اخلاصيه بمراسم منصب تدريس قيام مينمود و چون از آن منصب استعفا فرمود خاقان منصور آن جناب را به تكليف موفور قاضى دار السلطنهء هراة گردانيد و قاضى نظام الدين بر وجهى در قطع و فصل قضاياء شرعيه طريق اجتهاد مسلوك داشت كه قصه امانت و ديانت شريح قاضى منسوخ شد وفات قاضى نظام الدين در ماه محرم سنهء تسعمائه دست داد و راقم حروف را نظم اين رباعى در تاريخ آنواقعه اتفاق افتاد رباعى آنكس كه شريعت بنظام از وى شد * از حكم قضا سجل عمرش طى شد از صفحهء دل چو محو شد نام نظام * توضيح پذيرفت كه فانى كى شد مولانا معين الدين الفراهى برادر ارشد قاضى نظام الدين محمد بود در بسيارى از فضايل و كمالات اظهار وقوف مينمود در زهد و تقوى درجهء عليا داشت و اكثر خطوط را در غايت جودت بر صحيفهء تحرير مينگاشت در ايام جمعه بعد از اداء نماز در مقصوره مسجد جامع هراة وعظى در كمال تاثير ميگفت و در غرر معانى آيات و احاديث را بالماس طبع لطيف ميسفت باعاظم امر او نوئينان كه در مجلس وعظ او مىنشستند ملتفت نميگشت و در وقت نصيحت آنطايفهء سخنان درشت بر زبانش ميگذشت و آن جناب بعد از فوت برادر بموجب تكليف خاقان والاگهر مدت يكسال صاحب‌منصب قضا بود آنگاه ترك آن امر داده هرچند ديگر مبالغه نمودند قبول نفرمود از آثار قلم لطايف‌نگار مولانا معين - الدين معارج النبوه در ميان مردم مشهور است و اكثر وقايع و حالات سيد كاينات عليه افضل الصلاة و اكمل التحيات بروايات مختلفه در آن نسخه مسطور و مولانا معين الدين در شهور سنهء سبع و تسعمائه مريض شده درگذشت و در مزار مقرب حضرت يارى خواجه عبد اللّه انصارى پهلوى برادر خود قاضى نظام الدين مدفون گشت مولانا شمس الدين محمد اسفراينى در ايام جوانى به تحصيل علوم بل تكميل فنون محسوس و مفهوم قيام نمود و در ميدان درس و افاده از اماثل و اقران قصب السبق در ربود و آن جناب بحسن محاوره و مكارم اخلاق اتصاف داشت و مدتى مديد در مدرسهء شريفهء سلطانى و بعضى ديگر از بقاع دار السلطنهء هراة همت بر نشر فوايد علمى ميگماشت در ماه جمادى الاخر سنهء تسعمائه پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و به مرض حصبه اوراق بقا بباد فنا داد مولانا شمس الدين محمد بن مولانا شرف الدين عثمان در جميع اقسام علوم معقول و تمامى فنون مفهوم و منقول سرآمد علماء ماوراء النهر بلكه مقتداى فضلاى هر شهر بود و در اواسط زمان خاقان منصور از سمرقند متوجه گذاردن حج اسلام شده بدار السلطنهء هراة رسيد و منظور نظر عنايت خاقانى و ملحوظ عين رعايت جناب مقرب