غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

325

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

آنكه در مجلس امير نظام الدين عليشير زبان بغيبت آن جناب گشاد مؤاخذ و مقيد گشت و تا آخر ايام حيات خاقان منصور در گوشهء انزوا منزل داشت اما پس از فوت آنحضرت بديع الزمان ميرزا او را منظور نظر اعتبار گردانيده بار ديگر جناب مولوى بمنصب صدارت رسيد و بعد از هفت هشت ماه معزول گرديد وفاتش در ولايت قاين در هشتم رجب سنهء تسع عشر و تسعمائه اتفاق افتاد و در مقبرهء آبا و اجداد خويش مدفون گشت خواجه شهاب الدين اسحق بن خواجه مير احمد برادرزاده و داماد مولانا قطب الدين خوافى بود و از بعضى اقسام فضايل محفوظ و بهره‌ور مىنمود در زمان وزارت و امارت خواجه افضل الدين محمد كه او نيز داماد مولانا قطب الدين بود چند سال قايم‌مقام عم بزرگوار شده بصدارت خاقان منصور قيام نمود و در روز فوت خواجه مشار اليه مؤاخذه گشته مبلغ كلى فرود آورد و بعد از آنكه از چنك محصل نجات يافت در زاويهء عزلت تتمهء ايام حيات را بپايان رسانيد امير كمال الدين حسين پدرش مولانا شهاب الدين اسمعيل طبسى الاصل بود و مادرش در سلك بنات سادات عظام نيشاپور انتظام داشت و آن جناب از فنون علوم متداوله محفوظ و بهره‌مند بود و در علم جفر و تصوف دعوى مهارت مينمود و بنظم اشعار گاهى مشغولى ميكرد و در ابداع مؤلفات لوازم فصاحت بجاى آورد و در ايام دولت سلطان يعقوب ميرزا از ولايت طبس بآذربايجان شتافته چندگاه در ظل تربيت آن پادشاه عاليجاه گذرانيدند و چون از آن مملكت بهراة آمد خاقان منصور امر شيخى و توليت موقوفات مزار مقرب حضرت بارى خواجه عبد اللّه انصارى را بآنجناب مفوض گردانيد و در سنهء اربع و تسعمائه منصب صدارت و پرسيدن مهم دادخواهان را نيز براى صوابنمايش تفويض فرمود و مولانا فصيح الدين صاحب‌دارا در تاريخ صدارت آنصدر عالىقدر اين رباعى نظم نمود رباعى اى آنكه زياده شد ز تو قدر قريش * بر اوج صدارتى مه بدر قريش ايصدر قريشى لقب عالىقدر * تاريخ صدارت تو شد صدر قريش شرح منازل السابرين و مجالس العشاق در سلك مؤلفات امير كمال الدين حسين انتظام دارد و از اشعار آن جناب خامه سخن‌گذار يك بيت بر لوح بيان مىنگارد بيت ازين باغ جهان آرا چسان آرم قدم بيرون * كه باشد روضهء خلدش درون باغ ارم بيرون خواجه شهاب الدين عبد الله البيانى ولد رشيد خواجه شمس الدين محمد مرواريد بود و در مكارم اخلاق و محاسن اغراق و لطف گفتار و حسن كردار سرآمد ابناء روزگار مينمود طبع پاكش از اقسام فضايل و كمالات بهره‌ور و ذهن دراكش نقاد فنون علم و هنر منثورات مؤلفاتش مثال سخنان سحبان بزيور جواهر آراسته و منظومات منشاتش مانند لالى بحر عمان از شوائب عيب و منقصت پيراسته رشحات خامهء بدايع نگارش بسان خط خوبان گلعذار دلفريب و اثرات كلك لطايف آثارش همچون عقود جواهر مكنون پر زينت و زيب در فن موسيقى دادوار بقانون ادراك خرده بر استادان ماهر گرفته و بدستيارى عنايت پروردگار اتباع و پيروى ملت بنى حجازى را پذيرفته