غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
319
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
حاضران بمرتبهء بلند شد كه غلغله در زمين و زمان افتاد و بموافقت ايشان سيلاب اشك از ديدهء معتكفان عالم بالا و مقيمان ملاء اعلى بگشاد و روز ديگر كه دوشنبه يازدهم ذى حجه سنهء احدى عشر و تسعمائه بود نزديك بوقت غروب خورشيد اوج سپهر سلطنت و كامكارى به مغرب فنا انتقال نمود و شهباز روح مقدس آن پادشاه عالمپناه نداى ( يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ) شنيده بحظايرانس پرواز فرمود انوار طلعت خورشيد حشمتى كه عالمى از فروغ عطيتش بفراغت بودند در مغرب ( أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ ) معدوم شد و منشور حيات جمشيد عظمتى كه جهانى از وفور معدلتش مرفه الحال زندگانى مينمودند بتوقيع ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ) مختوم گشت آوازهء كوس شاهى كه هرشام و سحر بشارت فتح و ظفر در هرشهر و كشور منتشر ميگردانيدند بيكبار فرو نشست و آوازه فغان رعيت و سپاهى كه درين مدت كسى نشنوده بود از صعوبت اين مصيبت بلند گشته بايوان كيوان پيوست رباعى آنسايه لطف حضرت سبحانى * كز شمع رخش بود فلك نورانى افسوس كه نور دولتش يافت زوال * فرياد كه رفت از جهان فانى و در آنشب پر تعب خواص شبستان سلطنت بر نهج سنت سيد المرسلين بلوازم غسل و تجهيز و تكفين جسد مطهرش قيام نمودند و در كمال حزن و غم و غابت غصه و الم بجاى اشك سيلاب خون از ديده پرنم گشودند بيت علم زد آتش از دلهاى محزون * ز مژگان شد روان جوئى پر از خون ذكر نقل نعش مغفرت مآل بمستقر سرير جاه و جلال صباح روز ديگر كه كارپردازان قضا و قدر محفه جمشيد خورشيد را در شعار نيلگون مستور گردانيدند و بر بارگير تندر و گردون بار كرده از افق مشرق بسوى نهانخانه مغرب دوانيدند امرا و اركان دولت نعش مغفرتقرين را در محفه محفوف برحمت رب - العالمين نهادند و آن محفه را در لباس مشگين گرفته عنان عزيمت بصوب بلدهء هراة انعطاف دادند و بديع الزمان ميرزا نيز متعاقب اردوى همايون كوچ كرده روز ديگر دامن كوه قلعه تيرهتو محل نصب سرادقات عزت گشت و كوتوال آنحصار استوار سالك طريق يكدلى امير زين الدين على پايان آمده مقاليد قلعه با مفصل ذخاير بعرض رسانيد و منظور نظر عنايت و ملحوظ عين عاطفت گرديد و آنشب در آن منزل توقف اتفاق افتاد و على الصباح كه خسرو ثوابت و سيار حصار متانت آثار گردون را جولانگاه خويش ساخت و نقود نجوم را بتحت تصرف درآورده رايت حشمت برافراخت نيرين برج سلطنت و جهانبانى بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين گوركان با فوجى از نواب و خواص بقلعه تيرهتو صعود نمودند و آنحصن آسمان اختصاص را به نظر احتياط ملاحظه كرده خزاين و ذخاير را تصرف فرمودند و امير زين الدين على ساچق و پيشكش كشيده لوازم نيكو خدمتى بجاى آورد و بعنايات خسروانه مستظهر گشته بدستور معهود