غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
316
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
منصور كرت ديگر ديده بديدار شاهزادهء كامكار روشن ساخته غايت شفقت و عطوفت اظهار نمود و بديع الزمان ميرزا پيشكش كشيده بدستور نوبت اول در منزل امير - عليشير نزول فرمود گفتار در بيان تصميم عزيمت خاقان كامياب و رفتن بديع الزمان ميرزا پيشتر از نهضت آنحضرت بكنار آب مرغاب همت عالىنهمت خاقان كامل حشمت همواره بر ترفيه عباد و تعمير بلاد مصروف بود و عنان عزيمت آن پادشاه شامل رافت پيوسته بر دفع فساد و رفع عناد اهل ظلم و بيداد معطوف نظم خديو جهانگير والانژاد * شه كامران عدالت نهاد چو اعلام كيخسروى برفراشت * بجز دفع بيداد كامى نداشت بناء على هذا در آنولا كه خبر اسر و قتل و نهب و تاراج كه در حدود بلخ و اندخود و شهغان و ميمنه و فارياب از عساكر جلادت مآثر اوزبك وقوع مىيافت بدار السلطنة هراة رسيد و غايت تفرقه و پريشانى و نهايت تحير و سرگردانى متوطنان آنولايات كرة بعد اخرى بوضوح انجاميد خاقان منصور مظفرلوا باوجود ضعف مزاج اشرف اعلى و فقدان قوت متحركه در دست و پا از كمال غيرت خسروانه و وفور حميت پادشاهانه عزم رزم سالك طريق كشورستانى ابو الفتح محمد خان شيبانى جزم فرمود امراء عظام و وزراء عطارد احتشام بيراق سپاه و استعداد مردان شجاعتپناه امر نمود و ميرزا بديع الزمان را زياده از بيست روز در دار السلطنة هراة نگاه نداشت و برفتن كنار آب مرغاب مامور گردانيد و شاهزاده حسب الحكم رايت نهضت برافراشت و در اواسط ماه رمضان و اواخر حوت روى به راه آورد و جهة شدت برودت هوا روزى چند در منزل چهل دختران منزل گزيد و تتمهء آن ماه متبرك را در آن مقام گذرانيده چون هلال شوال روى نمود آداب روز عيد بتقديم رسانيد آنگاه از آنجا نيز نهضت فرمود و در قصبهء مروجاق علم آفتاب اشراق برافراخت و در آن منزل امير عليخان را بنابر آنكه پدرش امير عمر بيك از ملازمت تخلف جسته در هراة توقف كرده بود از ايالت شبرغان معزول گردانيده آن منصب را بخواجه نظام الدين احمد مفوض ساخت و موكب عالى سلطانى از مروجاق بسر پل تابان خراميده در انتظار وصول چتر همايون حضرت خاقانى روزىچند در آن مرحلهء دلپسند ساكن گرديد اما خاقان منصور ع در وقت ظهور لاله و گل و اجتماع جنود رياحين و سنبل توكل بر عنايت صانع جزو كل كرد و دوازده هزار سوار خنجرگذار را اوكلكاء مواجب داده باصناف حشمت و تجمل روى به راه آورد نظم چون خسرو مهر از سر نو * بر برج حمل فكند پرتو افراخت برأى نيكخواهى * در اوج شرف لواى شاهى رايات نصرت آيات خاقانى محفوف بعنايات جناب جلال سبحانى از باغ شهر بعزم يورش ماوراء النهر نهضت فرمود و سپاه ظفر دستگاه بسان عساكر سبزه و