غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
300
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
تافت و سبب مخالفت امير عمر بيك آن بود كه در آن اوقات كه سلطان بديع الزمان ميرزا در قبة الاسلام بلخ و توابع رايت دولت و اقبال مرتفع گردانيد خواجه نظام الدين احمد بن مولانا نظام الدين شيخ محمود را كه خواهرزاده خواجه شمس الدين محمد بن خواجه سيدى احمد شيرازى بود از مرتبهء وزارت بدرجهء امارت رسانيده زمام اختيار امور ملكى و مالى را به كف كفايت او نهاد و امير عمر بيك را مقدم بر اكثر امرا و نوئينان در ديوان امارت مهرداد و آن امير و وزير با يكديگر اتفاق نموده اكثر مهام را بمقتضاى رأى خود سرانجام ميكردند و از ساير امرا و وزرا چندان حسابى برنميگرفتند و بنابر آنكه در آن اوقات از افعال و اقوال امير عمر بيك آثار اخلاص و دولتخواهى نسبت بخاقان منصور ظهور مينمود مزاج بديع الزمان ميرزا با وى متغير گشته در آن بهار كه در نواحى جوز جانان خيمهء اقامت برافراشته بود امير سلطان بايزيد ولد امير جهانگير برلاس را برتبت تربيت سرافراز ساخت و در ديوان تواچى مقدم بر تمامى امرا مهر عنايت كرد و مهر بزرك را نيز به دو سپرد و همدر آن ايام خواجه نظام الدين محمدى نيز منظور نظر عنايت شده بمنصب اشراف ديوان عالى مشرف گشت و بعد از دخل امير سلطان بايزيد و خواجه محمدى اعتبار و اختيار امير عمر بيك و خواجه نظام الدين احمد روى در نقصان نهاد و سلطان بديع الزمان ميرزا بخلاف پيشتر بعضى از مهمات را بىمشورت ايشان فيصل ميداد بنابرآن امير عمر بيك شعار هواخواهى خاقان منصور ظاهر ساخته صداى مخالفت درانداخت و در آن شب كه بسان باطن اهل نفاق تاريك بود امير ولى را نيز اضلال كرده علم نهضت بجانب شبرغان برافراخت و همانساعت كه اين صورت روى نمود بديع الزمان ميرزا امرا و اركان دولت را جمع ساخته در باب حركت و سكون مشورت فرمود اكثر امرا تعاقب امير عمر بيك را در شب ديجور مكروه شمردند و روز ديگر خواجه ناصر الدين ابو نصر بن خواجه - عبد الملك بن خواجه ابو نصر بن خواجه محمد پارسا را كه در اردو بود جهة نصيحت امير عمر بيك بشيرغان روان كردند اما فايدهء بر آن رسالت مترتب نگشت و امير عمر بيك در مقام خلاف ثبات قدم ورزيده از سر عناد درنگذشت بعد از آن ميرزا بديع الزمان قاصدى به زمين داور نزد امير ذو النون فرستاد و پيغام داد كه على اسرع الحال با فوجى از ابطال رجال متوجه موكب ظفر مآل گردد تا دفع امير عمر بيك و فتح شبرغان بوقوع پيوندد و بنفس نفيس از آن منزل كوچ كرده عنان به طرف چيچكتو تافت زيرا كه بسبب مخالفت امير عمر بيك در آن ايام نقصان تمام بسپاه انجم جاه راه يافته بود و احتمال قريب داشت كه چون محمد - خان بر كيفيت حال اطلاع يابد از آب گذشته بمعركه قتال شتابد ذكر نهضت خاقان منصور به خيال گرفتن شاهزاده عاليجناب و مراجعت فرمودن بسبب عرض مرض از منزل ترناب چون خبر تحصن امير عمر بيك در شبرغان و توجه ميرزا بديع الزمان بصوب چيچكتو