غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

264

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

فرصت ندادند كه كشتى را بالا كشيده از آب بگذرند بلكه آن جنود ظفر ورود بر اسبان برهنه سوار گشتند و فوج‌فوج مانند موج بر روى آب روان شدند چنانچه جماعت مخالفان كه در كشتى بودند اصلا متوجه اشتعال نيران قتال نتوانستند گشت غايتش آنكه قار بوغاج بخشى بطريقهء فريب يكى از اولاد امراء مغول را بدست آورده بكشت و بسبب اين حركت مغولان در استيصال آن زمره بيشتر از پيشتر سعى نموده اكثر نوكران اوزون حسن ببلاء قتل ممتحن شدند چنانچه از قرب هشتاد نفر دلاور زياده از پنج شش نفر نجات نيافت و اين خبر باوزون حسن رسيده در ساعت از ظاهر مرغينان كوچ كرد و روى بصوب اندجان آورد ناصر بيك كه به حكم جهانگير ميرزا والى آنخطه بود چون كيفيت اينحال را شنود دانست كه بناء آنجماعت از تار عنكبوت بىبنيادتر است و اساس شوكت پادشاه سليمان حشمت از سد سكندر استوارتر لاجرم شعار عبوديت آنحضرت ظاهر گردانيده قلعه اندجان را مضبوط ساخت و قاصدى جهت اعلام آنحال بدرگاه عالم‌پناه فرستاد و اينخبر بمخالفان رسيده اوزون حسن به طرف اخسى در حركت آمد و سلطان احمد تنبل بصوب اوس كه اولكاء او بود كوچ نمود و ميرزا جهانگير نيز به همان جانب روان شد و بعد از وصول ايلچى ناصر بيك بپايه سرير سپهر اشتباه پادشاه عاليجاه صباحى كه جمشيد بيضا علم يعنى خورشيد انجم حشم از افق شرقى متوجه ديار غربى گرديد از مرغينان عنان‌يكران بجانب اندجان انعطاف داده نماز پيشين به مقصد رسيد ناصر بيك و اولاد عظام او دوست بيك و ميرم بيك بلوازم استقبال استعجال نمودند و از مراسم نياز و نثار دقيقهء نامرعى نگذاشتند و باصناف الطاف و اعطاف اختصاص يافته فرق افتخار و مباهات باوج سماوات افراشتند دار الملك ولايت فرغانه كه مدتى از تحت تصرف پادشاه فرزانه بيرون رفته بود بار ديگر در حوزهء ديوان آنحضرت قرار گرفت و اين فتح مبين در ذيقعده سنهء اربع و تسعمائه از هجرت خاتم النبيين صفت تيسير پذيرفت اما سلطان احمد تنبل كه همعنان ميرزا جهانگير عازم اوس گشته بود چون بدان حدود رسيد مردم قزل اياغ هجوم نموده ايشان را بقلعه نگذاشتند لاجرم غايب و خاسر مراجعت كرده بحصار اوزگند درآمدند و اوزون حسن خود را در قلعهء اخسى مضبوط گردانيد و پادشاه مظفرلواء لشگر بدانجا كشيد و اوزون حسن از مقاومت با خسرو دشمن‌شكن عاجز شده بوسيله امراء تهمتن امان طلبيد و التماس او شرف اجابت يافته با مفاتيح قلعه بملازمت شتافت و پادشاه عاليجاه چند روز در اخسى توقف نمود و مهمات آن قصبه و قصبه كاسان را بسرانجام اقتران داده امراء مغول را مشمول انعام و احسان رخصت انصراف ارزانى داشت آنگاه قاسم عجب را بداروغگى اخسى نصب كرد ع ظفر همعنان نصرت از پى روان علم نهضت بصوب اندجان برافراشت اوزون حسن رخصت يافته با كوچ‌كوچ و متعلقان بجانب حصار شادمان توجه كرد و و اكثر نوكران او بموجب اين بيت كه بيت ز بيدولت گريزان باش چون تير * وطن در كوى صاحبدولتان گير علمنموده از وى جدا گشتند و بموكب عالى پادشاهى پيوستند بعد از آن زمرهء از امراء انچكيان بعرض پادشاه جهانيان رسانيدند كه مردمى كه درين فترات