غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

239

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

از توجه برادر واقف گشته با سپاه جرجان باستقبال بيرون خراميد و روز جمعه بيست و دوم ذيقعده سنهء مذكوره در نواحى گنبد قابوس تلاقى فريقين دست داده دلاوران بناموس گرد نبرد باوج گنبد آبنوس رسانيدند و در اثناء اشتعال آتش قتال بواسطهء ضعفى كه در آن روز عارض مزاج مظفر حسين ميرزا بود آن جناب راغشى عظيم روى نمود و شدت آنحالت بمثابه انجاميد كه لشگريان را دست از كار بازمانده از معركه پيكار روى بوادى فرار آوردند و محمد حسين ميرزا منصور و مظفر بدار الفتح استرآباد درآمده ابو المنصور مظفر حسين گوركان تا ولايت سبزوار عنان‌يكران بازنكشيد و چون اينخبر در بلدهء فاخرهء هراة بعرض خاقان منصور رسيد در اواخر صفر سنهء 904 امير محمد برندق برلاس و امير كمال الدين حسين على جلاير حسب الحكم روى توجه بسبزوار آوردند تا بموكب عالى مظفرى پيوسته در باب تدارك اختلال آنحال مساعى جميله مبذول دارند و مكنون ضمير همايون چنان بود كه بنفس نفيس نيز متوجه آنصوب گردد اما بسبب مخالفت ابو المحسن ميرزا و محمد محسن ميرزا آن عزيمت در حيز تاخير افتاد و خاقان منصور روى توجه بمرو شاهجهان نهاد گفتار در بيان سلوك ابو المحسن ميرزا و محمد محسن ميرزا در طريق عصيان و نهضت رايت نصرت آيت خاقان منصور بجانب مرو شاهجهان در آن اوان كه خبر شهادت محمد مؤمن ميرزا در اطراف آفاق اشتهار يافت و از شرر شناعت آن امر آتش اندوه و الم بر كانون درون دور و نزديك و ترك و تازيك تافت هريك از شاه‌زادگان كه در ناحيهء از نواحى خراسان حكومت مينمودند از مكر و خديعت خديجه بيگى آغا انديشه‌مند گشته در سلوك طريق مخالفت تقليد بديع الزمان ميرزا فرمودند از آن جمله حاكم مرو ابو المحسن ميرزا با برادر اعيانى خود محمد محسن ميرزا كه در ولايت ابيورد سلطنت ميكرد طرح اتحاد و يگانگى انداخته رسل و رسايل از جانبين در تردد آمدند و مراسم عهد و پيمان درميان آورده خواطر بر مخالفت پدر بزرگوار قرار دادند و اين اخبار در اوايل سال نهصد و چهار بدار السلطنهء هراة رسيده خاقان كامكار جناب نقابت قباب سلطنة شعارى امير قوام الدين حسن سارى را در ماه ربيع آلاخر سنهء مذكوره بمرو ارسال داشت تا بزلال موعظه و نصيحت نايرهء عدوان ميرزا ابو المحسن را فرونشاند و شاه‌زاده را بر آن دارد كه كس نزد برادر خود فرستاد او را نيز از مقام عصيان درگذراند و امير قوام الدين حسب الفرموده بتقديم رسانيده فايدهء بر رسالت او مترتب نگشت و ابو المحسن ميرزا بمعاذير نادلپذير تمسك جسته از سر عصيان و خلافت در نگذشت بنابرآن خاقان منصور عازم تاديب شاه‌زادگان شده بعد از اجتماع جنود خراسان در روز چهارشنبه پنجم جمادى الاولى از باغ جهان‌آراء نهضت نمود در تخت سفر نزول اجلال فرمود و از آن منزل بمقتضاى فرمان واجب الاذعان محمد