غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
215
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
خواند كه بعد ازو طالع گشت و بهرام را شديد الانتقام نبايد گفت كه از سر خون قاتلانش درگذشت بيت اينچنين واقعهء حادث و آنگاه هنوز * چرخ گردان و فلك روشن و خورشيد انور امير ساربان جنيد كه در شهر بود بتجهيز و تكفين جسد مطهرش مشغولى كرده در مدرسهء شريفهء بديعيه مدفون ساخت و چند روز باطعام طعام و ختمات كلام معجز نظام ذو الجلال و الاكرام پرداخت و پس از سه روز از اينمصيبت عظمى امير نظام الدين عليشير كه بطواف روضهء مقدسه رضويه رفته بود به شهر رسيد و از استماع آن خبر محنت اثر در بحر اضطراب افتاده سيلاب خون از جويبار ديده روان گردانيد در آن ايام چند نوبت راقم حروف از زبان الهام بيان آن امير عاليشان استماع نموده كه ميگفت واقعهء محمد مومن ميرزا حكم قتل شيخ مجد الدين بغدادى دارد زيرا كه همچنانچه در آنزمان تمامى ولايات و ماوراء النهر و خراسان و عراق بسبب لشگر كشيدن چنگيز خان از توران بايران قتل عام يافته ويران گشت در اين اوقات نيز بواسطهء شناعت اينحادثه فتنهء عظيم كه مستلزم تخريب بلاد و تعذيب عباد باشد بوقوع خواهد پيوست و فى الواقع پس از آن باندك زمانى سپاه اوزبك بر خراسان استيلا يافته نزول بلايا و حلول زرايا در ميان برايا بتواتر انجاميد چنانچه از سياق كلام آينده ظاهر خواهد گرديد و چون خبر شهادت ولد ارشد بسمع بديع الزمان ميرزا رسيد اضطراب و بىتحملى آغاز نهاده عزم انتقام جزم كرده بجمع آوردن لشگرها فرمان داد . ذكر توجه نمودن خاقان منصور بجانب قندهار و مراجعت فرمودن بتعب بسيار چون خاطر خطير خاقان كشورگير از ضبط مملكت بلخ و توابع فارغ گشت و مهم شاهزاده سعيد محمد مومن ميرزا بشرح مسطور از هم بگذشت بسان جمشيد خورشيد كه در اول ربيع ببيت الشرف خويش خرامد در اوائل ربيع اول عنان عزيمت بمستقر كرامت انعطاف داد و مقرب حضرت سلطانى همعنانى سادات و قضاة و اشراف و اعيان هرات تا رباط درهزنگى باستقبال رفتند و همگنان بپرسش و نوازش بيكران اختصاص يافتند و خاقان منصور مانند روح كه بجسد درآيد بباغ جهانآرا خراميد و قرب پنجاه روز بساط عيش و نشاط مبسوط گردانيد در آن اثنا بمسامع جلال رسيد كه سلطان بديع - الزمان ميرزا باتفاق امراء ارغون لشگرى زياده از چند و چون فراهم آورده داعيه دارد كه بانتقام محمد مومن ميرزا قدم در ميدان مقابله و مقاتله نهد بناء على هذا در اوائل جمادى الاولى لواء كشورگشا بجانب گرمسير و قندهار در حركت آمد ميرزا بديع الزمان و امير ذو النون چون بر نهضت آن حضرت اطلاع يافتند رعايا و مزارعان مملكت فراه و زمين داور و قندهار را فرمودند تا از جنس حبوبات آنچه در صحرا بود بقلاع درآوردند