غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

20

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

نموده ابواب لطف و احسان به روى روزگار طبقات انسان بگشاد و در وقتى كه حضرت خاقان سعيد رايت نصرت آيت جهة دفع طغيان ميرزا سلطان محمد بصوب عراق برافراشت ميرزا علاء الدوله را مجددا منظور نظر شفقت گردانيده در بلده فاخرهء هراة قايم‌مقام گذاشت و چون حضرت خاقانى در ملك رى از جهان فانى فانى بعالم جاودانى انتقال نمود ميرزا علاء الدوله به خيال استقلال بر تخت سلطنت و اقبال نشسته ابواب خزاين بر روى امرا و لشگريان برگشود بيت در گنج بگشاد و لشگر بخواند * بدامن زر و سيم و گوهر فشاند و بعد از آنكه آنشاه‌زاده مدت يكسال در كمال دولت و كامرانى اوقات گذرانيد در سنهء اثنى و خمسين و ثمانمائه در منزل ترناب از دست برد سپاه ميرزا الغ بيك كوركان منهزم شد و باستراباد خراميد و چند ماه در ظل حمايت برادر خوردتر ميرزا بابر بسر برد و در اواخر سنه مذكوره كه ميرزا بابر دار السلطنه هراة را تسخير نمود ميرزا علاء الدوله را با پسرش ميرزا ابراهيم گرفته حبس فرمود و بعد از چندگاه آن جناب از محبس گريخته بعراق نزد ميرزا سلطانمحمد رفت و در روزى كه ميرزا سلطانمحمد در چناران كشته گشت ميرزا بابر فرمود كه ميرزا علاء الدوله را ميل كشند اما شخصى كه مباشر آن فعل شنيع بود ميل آتشين بر وجهى در ديده جهان‌بين آن قرة العين سلطنت كشيد كه آسيبى به قوت باصره‌اش نرسيد لا جرم بعد از چند روز از اردوى برادر بگريخت و مدتى مديد در اطراف عالم سرگردان بوده چند نوبت ديگر با برادران و اقربا بمقابله و مقاتله قيام نمود اما در هيچ معركه ظفر نيافت و در اوايل سنهء خمس و ستين و ثمانمائه بر كنار درياى قلزم در خانه ملك بيستون رستمدارى عنان عزيمت بعالم آخرت تافت ملازمان نعش او را بهراة بردند و در بيت المغفره مهد عليا گوهرشاد آغا به خاك سپردند منصب وزارتش تعلق بخواجه غياث الدين پير احمد ميداشت و در ايام دولتش مولانا جلا الدين لسان رايت صدارت ميافراشت ذكر ميرزا الغ بيك گوركان ميرزا الغ بيك كه محمد تراغاى نام داشت پادشاهى بود بكثرت فضيلت و هنر پرورى از ساير اولاد حضرت خاقان سعيد متفرد و بوفور عدالت و دادگسترى از تمامى امثال و اقران منفرد دانش جالينوس با حشمت كيكاوس جمع فرمود و در ساير فنون خصوصا علم رياضى و نجوم در آن زمان عديل و نظير او كسى نبود قرآن مجيد را بقرائت سبعه يادداشت و پيوسته همت بر تربيت و رعايت اهل فضل و كمال ميگماشت و چنانچه در ضمن احوال صاحبقران ستوده‌خصال سبق ذكر يافت ولادت باسعادت آن پادشاه حكمت پناه در روز يكشنبه نوزدهم ماه جمادى الاولى سنه 796 در قلعه سلطانيه روى نمود و چون سن شريفش بيازده سالگى رسيد حضرت صاحبقرانى بجهان جاودانى انتقال نمود