غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

178

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

عطوفت و مهربانى در همشيرهء عزيزه و اولادش نگريسته شرايط انعام و احسان مرعى داشت و در خلال اين احوال راى همايون خاقان ستوده‌خصال چنان اقتضا فرمود كه سلطان بايقرا ميرزا را از بلخ بدرگاه عالمپناه طلبيده زمام حكومت آن مملكت را در قبضهء درايت امير نظام الدين درويش على كوكلتاش نهد و بعد از وصول بايقرا ميرزا جهة ختان شاهزادهء عالىمكان مظفر حسين ميرزا به ترتيب اسباب طوى و برافراختن چهار طاق فرمانداد و باغ زاغان جهة آن كار تعيين يافت هريك از شاهزادگان و امرا و نوئينان در گرد حوض آن باغ كه كوثر مثال از آب عذوبت‌مآب مالامال بود چهار طاقى كه از غايت زيب و زينت غيرت رواق سپهر خضرا مىنمود برافراخت نظم بهرسو از آن حوض كوثر اثر * شد افراخته چهار طاقى دگر مزين بديباى روم و فرنك * ز اجناس زردوزى هفت رنك بهريك نشسته بسى مه جبين * چو در قصر باغ جنان حور عين ز مردم ربوده دل و دين همه * فرح‌بخش جانهاى غمگين همه و صناع و محترفات راست كوچهء در باغ را تا كنار حوض از ساختن چهار طاقهاى پر تزئين و دكاكين غرابت‌آئين غيرت نگار خانهء چين و رشك‌افزاى بروج و چرخ برين گردانيدند بيت بهرسو دكانى شد آراسته * مهيا در آن هرچه دل خواسته و خاقان منصور از باغ جهان‌آراى بدان منزل دلگشاى نقل فرموده قرب دو ماه هرروز نماز پيشين با زمرهء از مقربان بارگاه بهشت‌آئين در چهار طاق خاصهء همايون كه به طلا و لاجورد منقش و مصور گشته بود در بزم عيش و نشاط مىنشست و هريك از امرا و شاهزادگان در چهار طاق‌هاى خود قرار گرفته بتجرع راح ريحانى و استماع الحان و اغانى قيام مينمودند و در آن ايام فرح و سرور در خواطر جمهور نزديك و دور سرايت كرد و مهندسان هرپيشه و صناع نيكو انديشه انواع تعبيهاى غريب و اصناف امور عجيب بعرصهء ظهور رسانيدند و هرطايفه مناسب حرفه خود صورتى نادر و پيكرى بديع مآثر ظاهر گردانيدند و در آن اوقات از ارباب حسن و ملاحت و نغمه‌سرايان صاحب صباحت هرروز و هرشب در مجالس ارباب عيش و عشرت جمعى كثير حاضر بودند و بنغمات دلگشاى و ترنمات فرح‌افزاى نشاط برنا و پير و صغير و كبير مىافزودند فروغ جامهاى بلورين كه از شراب ناب مالامال بود بزم مىپرستان را نور و صفا مىبخشيد و تاب عارض ساقيان زهره جبين كه با نور آفتاب برابرى مينمود محفل مستانرا چون فضاى سپهر برين روشن ميگردانيد نظم پرىپيكر بتان نغمه‌پرداز * گهى از ساز دلكش گه ز آواز نواى عيش و عشرت مىسرودند * نشاط باده‌نوشان ميفزودند و در آن ايام بهجت انجام بكاولان آستان فلك احتشام و هر ساعت مائده‌هاى طعام بعدد كواكب چرخ فيروزفام معد و مهيا ميساختند و از وفور اطعمهء لذيذه و كثرت اشربهء لطيفه رسم آز و جوع از عرصهء عالم برمىانداختند مثنوى ببزم خسروى هردم مكرر * شدى خوانهاى نعمت روح‌پرور بهر خوانى ز نعمتهاى شاهى * مهيا بود هرچندانكه خواهى و در روزيكه طوى بزرك بوقوع پيوست در ساعتى كه اصحاب تنجيم و اكابر ارباب تقويم اختيار نمودند نسبت بمظفر حسين ميرزا سنت ختان بتقديم رسيد و دست عنايت حضرت خاقانى امرا و اركان دولت و نوئينان و مقربان سده سدره‌مرتبت را خلع نفيسه پوشانيد و بعد از انقضاء اندك زمانى از آن جشن و سور و وصول مظفر حسين ميرزا