غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

175

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

در منزل همايون باخذ ميرزا كيچيك فرمان داده كار از مدارا درگذشت امراء عظام در ساعت شاه‌زاده را گرفته بقلعهء اختيار الدين بردند و در يكى از بروج سپهر عروج محبوس كرده بمحافظان هشيار سپردند نظم چنين است رسم سپهر بلند * قرينست اقبال او را گزند گل دولت از باغ دنيا كه چيد * كه آسيب از خار نكبت نديد و چون ميرزا كيچيك چندگاه مانند لعل در صميم كان و در در جوف صدف عمان اوقات گذرانيد عرق شفقت اصلى و مرحمت جبلى حضرت خاقانى در حركت آمده او را مطلق العنان گردانيد بعد از آن شاه‌زاده در غايت انفعال ملازمت درگاه جاه و جلال ميكرد و از افعال و اقوال سابقه نادم بوده لوازم اعتذار و استغفار بجاى مىآورد ع اگر گناه ببخشند شرمسارى هست * عاقبت الامر رغبت گذاردن حج اسلام و ادراك شرف زيارت روضهء منورهء خير الانام عليه الصلاة و السلام در ضمير منيرش پيدا شد و بمبالغه تمام و الحاح لا كلام اجازت حاصل كرده با طايفهء از افاضل انام روى بدان مقام فيض انجام آورد قافله توفيق پادشاه متعال رفيق خدام ذوى الاحترام و بدرقهء تأييد مالك الملك لا يزال همعنان مواكب كواكب احتشام بيت توفيق رفيق و بخت همراه * اقبال نديم گاه و بيگاه و چون هواى تبريز از غبار سم شبديز آن خسرو صافىضمير عنبر بيز گشت پادشاه مظفرلوا سلطان يعقوب ميرزا مقدم شريفش را عزيز و مغتنم شمرده بارسال تحف شايسته و تبركات بايسته مبادرت نموده و شرايط مهمان‌نوازى بر وجهى كه فراخور همت عالىنهمتش بود بجاى آورده التماس ملاقات شريف فرمود و ميرزا كيچيك ميرزا جواب داد كه چون من احرام طواف بيت اللّه بسته‌ام و زبان حال و قال باداء كلمهء لبيك اللهم لبيك گشاده مناسب نميدانم كه درين سفر بملازمت هيچ مخلوقى قيام نمايم و دامن عرض خود را بغبار آستان اقبال‌آشيان پادشاهان عالم مجازى بيالايم اگر آنحضرت لطف نموده غريب‌نوازى فرمايند و به منزل اين ضعيف تشريف آورده بمقتضاى حديث ( خير القادم يزار ) عمل نمايند بيت از آنطرف نپذيرد كمال او نقصان * درينطرف شرف روزگار ما باشد سلطان يعقوب ميرزا بواسطه رعايت ناموس پادشاهى اين التماس را متلقى بقبول نگشت و ميرزا كيچيك نيز پاى در دامان استغنا پيچيده چند روز درين گفت‌و گوى گذشت آخر الامر مهم بر آن قرار يافت كه ميرزا كيچيك روزى به زيارت يكى از مزارات تبريز رود و سلطان يعقوب ميرزا را نيز در آنجا تشريف حضور ارزانى دارد و در روز موعود در مقام معهود ميان ايشان ملاقات دست داده از هردو طرف لوازم تعظيم و تكريم بتقديم رسيد و سلطان يعقوب ميرزا ميرزا كيچيك را در آغوش لطف و مرحمت كشيده اصناف اشفاق و اعطاف ظاهر گردانيد و آن شاهزادهء صاحب توفيق رفيق عزت و احترام از تبريز ببلاد شام رفته از آنجا بمصر شتافت و ميان آن جناب و سلطان مصر ملك قايتباى بدستور سلطان يعقوب ميرزا ملاقات وقوع يافت و ميرزا كيچيك از مصر مبتهج و سرافراز متوجه حجاز گشته بعد از اداى مناسك حج اسلام و طواف روضهء طيبهء رسول عليه الصلاة و السلام عنان بارهء خوشخرام بصوب خراسان انعطاف داد و چون در ضمان امان حضرت واهب العطيات نزديك بدار الملك هراة رسيد و گوش و هوش ميرزا سلطان احمد