غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

162

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بايشان درآميخته مطمئن خاطر شود آنگاه فرصت نگاه داشته او را مقيد و محبوس گرداند امير عبد الخالق بعد از قطع مراحل و منازل ببلخ درآمده احمد مشتاق از حركات و سكناتش فهم كرد كه سبب آمدنش چيست لا جرم او را تكليف نمود كه از شهر بيرون رود و گفت من هم عنقريب بدرگاه عالم‌پناه خواهم آمد تا از آنچه اهل فتنه و فساد عرض كرده‌اند ابراء ذمه نمايم و چون امير عبد الخالق بپايهء سرير اعلى رسيده و آنچه از احمد مشتاق ديده بود و شنيده معروض گردانيد خاقان منصور روزىچند چشم انتظار بر راه داشت كه شايد احمد مشتاق بدلالت هادى توفيق از بادهء خلاف و نفاق بجاده مستقيمه وفا و وفاق آيد و بعد از آنكه اثرى بر وعده مترتب نگشت تأديب او را بر خاطر عالى ماثر قرار داده رآيات ظفر آيات بعزيمت فتح قبة الاسلام بلخ برافراشت و قرة العين سلطنت و جهانبانى ميرزا بديع الزمان را بحكومت دار السلطنة هراة مقرر كرده امير مغول را در ملازمت شاه‌زاده گذاشت و احمد مشتاق از توجه خاقان با استحقاق وقوف يافته برج‌وبارهء بلخ را مضبوط و مستحكم گردانيد و خاطر بر تحصن قرار داده ايلچيان قمرمسير نزد سلطان احمد ميرزا و سلطان محمود ميرزا ارسال داشت و مدد طلبيد آن دو پادشاه عاليجاه به خيال تسخير بلخ متوجه امداد احمد مشتاق گشته سلطان محمود ميرزا به نفس نفيس عازم كنار آب شد و سلطان احمد ميرزا اگرچه فى الحال خود نهضت ننمود اما فوجى از امرا و لشگريان سمرقند را بدانجانب روان فرمود و چون ماهچهء علم نصرت شيم خاقانى حدود بلخ را نورانى ساخت و كيفيت تحصن و عناد احمد مشتاق بتحقيق پيوست خاقان ظفرقرين چين قهر بر جبين مبين افكنده به ترتيب آلات محاصره تنسيق و ادوات محاربه فرمان فرمود و اطراف شهر بر امرا تقسيم يافته هركس بمورچل خود نزول نمود و فرمانفرماى خافقين در برابر برج شاه حسين منزل گزيد و مقرب حضرت سلطانى امير عليشير دروازهء شيرخوار را معسكر گردانيد و ساير امرا و اركان دولت و عساكر مريخ صولت آنحصار سپهر كردار را مركز وار درميان گرفتند و آب خندق را به طرف ديگر انداخته بساقيان جهة هموار ساختن آن آغاز افكندن درخت و كشيدن خاك و خاشاك كردند درين اثنا بعرض حضرت اعلى رسيد كه سلطان محمود ميرزا با بسيارى از سپاه جلادت انتما بكنار آب آمويه منزل گزيده و امداد احمد مشتاق را پيش نهاد همت بلندنهمت گردانيده بنابرآن فرمان همايون نفاذ يافت و امير مظفر برلاس با فوجى از جنود ظفراقتباس بمعبر ترمذ رفته در برابر مخالفان دولت قاهره خيمهء اقامت مرتفع ساخت و لشگر سمرقند و حصار را از عبور مانع آمده لواى مقابله و مقاتله برافراخت و احمد مشتاق از استماع خبر وصول سلطان محمود ميرزا بكنار جيحون قوىدل و مستظهر خاطر گشته قدم در وادى خلاف و نفاق استوار گردانيد و هرروز بباد نخوت و غرور آتش جنك و جدال افروخته نهايت شجاعت پهلوانى بظهور ميرسانيد و از اينجانب هرصباح كه شهسوار نيزه گذار آفتاب كمند همت بر تسخير حصار سپهر دوار مىانداخت خاقان منصور بر بارهء كوه پيكر نشسته فتح آن قلعه آسمان كردار را پيش نهاد خاطر اقبال ماثر ميساخت