غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

14

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

موسيقى و ادوار هيچكس از ابناء روزگار با وى خيال مساوات پيرامن خاطر نميگذاشت و در علم قرائت و شعر و خط بغايت ماهر بود و در نوشتن كتابهء بقاع خير يد بيضا مينمود و در اوائل حال بدار السلام بغداد در مصاحبت سلطان احمد جلاير بسر ميبرد و سلطان از وى بيار عزيز تعبير نموده پيوسته التفات بسيار اظهار مىكرد و چون فراشان قضا و قدر شادروان سلطنه سلطان احمد جلاير را درنوشتند خواجه عبد القادر در سلك مصاحبان و ملازمان ميرزا ميرانشاه انتظام يافت و پرتو انوار عاطفت شاهزاده عالىمنزلت بر وجنات احوالش تافت از مجالس النفايس چنان معلوم مىشود كه در آن اوقات كه ميرزا ميرانشاه جهة خبط دماغ مرتكب امور نالايق ميشد و حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان تاديب او را پيشنهاد همت ساخته بقتل ندماء شاهزاده امر فرمود خواجه عبد القادر مجال يافته بگريخت و بعد از چندگاه در لباس قلندران نزديك بارگاه سپهر اشتباه شتافته چون چشم حضرت صاحبقرانى بر وى افتاد بآواز بلند خواندن قرآن آغاز كرد و از مشاهدهء آنحالت خسرو جمشيد منزلت متبسم گشته اين مصرع بر زبان راند ع ابدال ز بيم چنگ در مصحف زد آنگاه قامت قابليت خواجه را بخلعت عفو و احسان آرايش داده ابواب تربيت و رعايت بر روى روزگارش بگشاد و خواجه عبد القادر بعد از فوت صاحبقران گيتىستان در ملازمت پادشاه عاليمكان شاه‌رخ سلطان بسر مىبرد تا در شهور سنهء 838 بواسطه عارضهء طاعون آهنگ سفر آخرت كرد . سيد نور الدين محمد بن الامير الكبير الشهير سيد شريف الدين على الجرجانى بعلو نسب و شرف حسب و محاسن آداب و مكارم اخلاق موصوف و معروف بود در سنه ثمان و ثلثين و ثمانمائه در خطهء شيراز بمنزهات جنات عدن انتقال فرمود . مولانا شمس الدين محمد بن مولانا شيخ على بصفت ورع و دين‌دارى و تقوى و پرهيزكارى اتصاف تمام داشت و پيوسته بسرانجام امور اهل اسلام قيام نموده نقش خير خواهى بر صحيفهء ضمير صغير و كبير مىنگاشت در مطلع سعدين مذكور است كه مولانا محمد شيخ على نوبتى بعرض خاقان سعيد رسانيد كه احداث صابون‌خانه بدعتست و منع مسلمانان از آن امر نامشروع آن حضرت در آن باب عذرى بر زبان آورد خدمت مولانا در حضور پادشاه روى به آسمان كرده گفت خدايا مىبينى كه حكم ترا مىرسانم و اين مغول بچه نمىشنود خاقان سعيد مغفور از شنيدن اين سخن متغير شده فى الحال فرمان داد كه صابون‌خانه را براندازند و جهت پختن صابون رعيت را مواخذه نسازند و مولانا محمد در روز جمعه 21 ربيع الاول سنهء 842 از عالم انتقال نمود اوقات حياتش صد و بيست و هفت سال بود . استاد قوام الدين معمار شيرازى قدوهء مهندسان زمان و مرجع معماران دوران بود و از جمله آثار آن استاد نادره كار در دار السلطنه هراة عماراة عالياب مهد عليا گوهر شاد آغاست حكايت مشهور است و بر السنهء و افواه مذكور كه نوبتى حضرت خاقان سعيد