غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
134
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گشا جمع آمده بودند از ابيورد بجانب مرو نهضت كرد و امير مبارز الدين ولى بيك را به طرف نيشاپور و مشهد فرستاد و ميرزا سلطان محمود كه بعد از گرفتارى پدر از قراباغ گريخته بود در فراه جردجام بامير ولى بيك رسيده بين الجانبين صورت مقاتله روى نمود و شاهزاده منهزم بهراة شتافت و حديث واقعهء ناگزير سلطان سعيد نزد هرويان بتحقيق انجاميد چنانچه سابقا مسطور گشت اكثر خلايق شعار هوادارى خاقان منصور ظاهر كردند و فوجفوج روى اميد بدرگاه عالمپناه آنحضرت آوردند بنابرآن ميرزا سلطان محمود به طرف ماوراء النهر در حركت آمد و چون خاقان منصور از مرو گذشته بقصبهء پنجده رسيد شنيد كه ميرزا سلطان محمود با لشگر اندك و خوف بسيار از نيم فرسخى اردوى كيهان پوى ميگذرد بعضى از امرا زانو زده رخصت طلبيدند كه بقدم جلادت پيش رفته سر راه بر آن شاهزاده گيرند خاقان منصور از غايت كرم جبلى تجويز اينمعنى نفرموده و فرمود بيت چه گيرم سر راه سرگشتهء * پدركشتهء بخت برگشته و ميرزا سلطان محمود بصحبت و سلامت در حدود اندخود بميرزا سلطان احمد پيوسته و كيفيت حال بازگفته برادران بموافقت و مرافقت يكديگر ترك تسخير خراسان دادند و از آب آمويه گذشته روى توجه بسمرقند نهادند اما خاقان منصور مظفرلوا چون از قصبه پنجده كوچ فرمود بعد از طى يكدو مرحله امير سلطان ارغون با جمعى كثير از دار السلطنه هراة بموكب همايون رسيد و بسعادت نقبيل ركاب نصرت انتساب فايز گرديده مضمون اين مقال بعرض رسانيد كه بيت تختجمشيد و تاج افريدون * آرزومند پا و تارك تست آنگاه خاقان ظفر پناه امير شيخ ابو سعيد خان درميان را بداروغگى هراة ارسال داشت و چون مشار اليه بدان بلده فاخره درآمد جمعى از اهل فتنه و فساد را كه متعرض عرض و مال فرق عباد ميشدند تاديب بليغ فرموده بساط عدل و داد ممهد گردانيده فرمود تا منادى كردند كه هيچ آفريده به هيچ جهة مزاحم و متعرض كسى نشود و بيمن نصفت و رافت آن جناب هرويان از جور و طغيان اوباش و مفسدان نجات يافتند در روز چهارشنبهء هشتم ماه مبارك رمضان سنه 873 موكب همايون خاقان منصور بخت و دولت همعنان اقبال و نصرت در ركاب بشمال كوه بوليكاه رسيد سادات و قضات و اكابر و اشراف كه آن خبر بهجت اثر شنودند برسم استقبال استعجال نمودند و بانواع التفات و اصطناع سرافراز گشته زبان بدعا و ثنا گشودند و تخت حاجى بيك از فر نزول همايون رشكافزاى سپهر بوقلمون گشت روز پنجشنبه نهم ماه مذكور امير مبارز الدين ولى بيك از جانب مشهد مقدسه رسيد و بسعادت زمينبوس مشرف گرديد و روز جمعهء عاشر در مسجد جامع دار السلطنه هراة خطبه بنام و القاب خاقان كامياب تزئين پذيرفته زر بسيار برسم نثار پاشيدند و حصار آن بقعهء متبركه غلغله تهنيت و مبارك باد به گوش هوش خطيب منبر نه پايه گردون رسانيدند نظم خسرو كامران عدل طراز * شاه عاليمكان بندهنواز چون قدم زد سوى سواد هراة * گشت ظاهر ز مقدمش بركات روى زر شد مزين از نامش * نقش سكه موافق كامش يافت از نام