غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

129

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

گريختند و دروازه‌ها را استحكام داده بر زبر برج و باره برآمده آغاز انداختن تير و سنك كردند و مبارزان موكب همايون سپرها و تورها بر سر كشيده بپاى مردانگى از خندق گذشته مانند كبك درى به خاك زبر صعود نمودند و همان زمان نسيم عنبر شميم فتح و فيروزى از مهب ( وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ) وزيدن آغاز نهاد و روايح مشگين فوايح ظفر و بهروزى از گلزار فرخنده آثار ( ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها ) دميدن گرفت و عثمان قونغرات باتمامى اتباع و لشگريان مصطفى خان فرار برقرار اختيار نموده شهر وزير را باز گذاشتند و بندگان موكب همايون بتائيد مفتح الابواب به آن بلده درآمده رايت تسلط و اقتدار برافراشتند اشراف و اعيان و رعايا و مزارعان را در ظلال عدل و و احسان جاى دادند و برشحات غمام برو امتنان رياض مملكت را ناضر وريان گردانيده رسوم ظلم و عدوان بر طاق نسيان نهادند و همدر آن ايام عثمان قونغرات نيز لطف خسروانه را شفيع جرايم و آثام خود گردانيده بعتبه سپهر احتشام درآمد و عفو پادشاهانه شامل حالش گشت در خلال اين احوال اهالى شهر وزير بعرض آن زيبنده تاج سرير رسانيدند كه وطن مالوف ما خطه خوارزم است و مصطفى خان حيف و تعدى جايز داشته ما را به اين ديار آورده بود اميد آنكه اين بيچارگان بيخان‌ومان بيمن عنايت خاقان عالىمكان بمسكن معهود معاودت نمايند و اين ملتمس درجه قبول يافته خاقان منصور علم عزيمت بصوب خوارزم برافراخت و باندك زمانى معمار عدالت آنحضرت جرجانيه را معمور و آبادان ساخت و بعد از چندگاه زمام ايالت مملكت در قبضه اختيار سيد زين العابدين خيوقى نهاده جهة مصلحت يورش خراسان بار ديگر بآواق خراميد و مقارن آنحال متوطنان خيوق بهوادارى خدام آستان خاقانى باقتلق درويش الهى كه از قبل سلطان سعيد حاكم ايشان بود اظهار مخالفت نموده پسرش را بكشتند و كيفيت حال عرض داشت ايستادگان پايهء سرير دولت و اقبال كردند و موكب همايون بدانجانب شتافته و پرتو انوار معدلتش بر مفارق اهالى آنولايت تافته بعد از چند روز بار ديگر خطه خوارزم از لمعات ماهيچه رايات نصرت آيات روشنى پذيرفت و خاقان منصور آغروق همايون را آنجا گذاشته كرت ديگر علم عزيمت بصوب خراسان برافراخت و چون بحدود مرو رسيد و بوضوح انجاميد كه سيد اصيل ارغون و حسن شيخ تيمور و سيد مراد با جمعى كثير از سپاه سلطان سعيد آنولايات را مضبوط دارند عنان مراجعت بجانب خوارزم معطوف ساخت گفتار در بيان توجه موكب همايون بعزم رزم و ستيز و وقوع محاربه با امراء سلطان سعيد در ولايت ترشيز در شهور سنهء 868 كه ميرزا سلطان ابو سعيد از بلاد تركستان و ماوراء النهر با سپاهى پرخشم و قهر مراجعت كرده ييلاق بادغيس را مضرب سرادقات عزت و حشمت گردانيده بود ابو الغازى سلطانحسين ميرزا از خطهء خوارزم عزم انگيختن غبار رزم جزم فرموده