غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

119

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

كه ملازم او بودند التجا بدرگاه عالمپناه آورده لطف پادشاهانه را شفيع جرايم خود كردند و از دست عواطف بيدريغ خسروانه خلعت عفو پوشيده روى به خدمت آوردند و اين فتح كه مقدمهء فتوحات خاقان خجسته‌صفات بود در رجب سنه اثنى و ستين و ثمانمائه روى نمود آنحضرت از انبو بولايت بسا رفته و مال پارس‌ئيل آنولايت را گرفته بر امرا و سپاهيان قسمت فرمود التوفيق من اللّه الملك المعبود ذكر توجه خاقان منصور بدار الفتح استراباد و مفتوح شدن آن مملكت بعنايت آفريننده بلاد و عباد در آن ايام كه ولايت بسا و ابيورد مضرب خيام عساكر نصرت انجام بود شاه غريب و عبد اللّه قمر الدين و عبد الرحمن ارغون از سلطان سنجر روىگردان شده بموكب همايون پيوستند و خاقان منصور ملاحظه حقوق پدر فرزندى كرده محمود تركستانى را كه بايلچى فراق مشهور است جهت تاكيد قواعد موافقت و اتحاد بمرو فرستاد ميرزا سنجر بىتامل محمود را حبس نمود و حسن شيخ تيمور و شيخ ذو النون را با لشگرى بجانب بسا و ابيورد روان فرمود از استماع اين خبر آتش غضب خاقان منصور مشتعل شده خواست كه جهت تفريق آنجمع پريشان عنان عزيمت انعطاف دهد اما در آن اثنا قرب هزار سوار از قوم جلاير و ساير سپاهيان حدود جرجان بآستان سلطنت‌آشيان رسيده عروس مملكت استرآباد را در نظر آنحضرت جلوه دادند و به زبان اخلاص و دولتخواهى معروض داشتند كه چون حسين سعدلو كه بر اكثر عظماء امراء تركمان سمت تفوق و رجحان دارد و حالا در خطهء جرجان لواى حكومت را برافراشته غيرى را به چشم درنمىآرد شايد كه بميامن توجه خاطر همايون مغلوب گردد و ساير تراكمه را در خراسان مجال اقامت نماند و گلزار ممالك موروث از خار طغيان مخالفان پيراسته گشته هركس از امراء لوس جغتاى در هر جا باشد درگاه عالمپناه را ملاذ و مرجع خويش داند نقد اين سخن بر محك ضمير خاقان جهان گير تمام‌عيار نمود و از بسا بجانب استرآباد نهضت فرمود مقارن وصول بفيروزغند محمد خداى داد كه سابقا در سلك امراء ميرزا بابر انتظام داشت با جمعى كثير بموكب همايون ملحق گشت و بغايت عنايت پادشاهانه سرافراز شده رايت افتخار و مباهاتش از فرق فرقدين درگذشت و روزبروز از مردم دلوقمش و سياه‌پوش سپاهيان پرجوش‌وخروش بملازمت مىرسيدند و شرايط نياز و ثناء بتقديم رسانيده غبار موكب ظفر شعار سرمهء ديده بخت بيدار مىگردانيدند از آنجانب حسين سعدلو چون از توجه خاقان منصور خبر يافت از استر - آباد بيرون آمده سلطان ميدانرا معسكر ساخت و در صباح دوشنبه از عشر اول ذيحجه سنه 664 خاقان منصور مانند سلطان انجم در ميدان آسمان بنواحى سلطان ميدان علم اقتدار