غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

98

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و آن بلده را به صلح گرفته از آنجا به طرف نصيبين و حران در حركت آمد و آن دو شهر را بجنگ فتح نموده در قتل و غارت از خود بتقصير راضى نشد آنگاه بحلب رفته در باب الانطاكيه نزول فرمود و ديگر دروازه‌هاى اطراف شهر را بر امر او نوئينان قسمت كرده بمحاربه و محاصره مشغول شد و باندك زمانى از باب العراق به شهر حلب درآمده بقتل و غارت پرداختند بعد از آن محاصره قلعه را پيش‌نهاد همت ساختند و آن را نيز در عرض چند روز مسخر گردانيده ضياع و محترفه را اسير گرفتند و ساير خلايق را بكشتند و ايلخان چون از مهم حلب فارغ گشت كمند همت بر كنگره تسخير حصار حازم كه از مضافات آن ولايت بود انداخت و آغاز محاصره و محاربه كرده كار ساكنان آن مكان باضطرار انجاميد و پيغام فرستادند كه اگر فخر الدين ساقى بدينجا آمده سوگند خورد كه لشگريان متعرض مال و جان ما نخواهند شد بيرون آمده قلعه را تسليم مىنمائيم فخر الدين ساقى شخصى بود كه بان مردم سابقهء معرفتى داشت و در آن ايام بملازمت هلاكو خان قيام مىنمود و فخر الدين بعد از وصول پيغام بموجب فرموده ايلخان بقلعه رفته و عهد و پيمان درميان آورده آن طايفه نادان پايان آمدند و و هلاكو خان فرمان داد كه مجموع ايشان را حتى اطفال شيرخواره و كودكان گهواره را بقتل آوردند و هيچكس از آنجماعت نجات نيافت مگر ارمنى زرگر كه در آن فن ماهر بودند آنگاه ايلخان فخر الدين ساقى را حاكم حلب ساخته توكل بخشى بشحنگى آن ولايت منصوب شد اما بعد از چند روز حلبيان از فخر الدين شكايت كرده هلاكو بقتلش فرمان داد و زمام رياست آن ولايت را در قبضه اختيار زين الدين حافظى نهاد و چون اهل دمشق از واقعه اهل قلاع و بقاع مذكوره وقوف يافتند اصناف تحف و هدايا در صحبت طايفهء از بلغاء بآستان سلطنت آشيان ايلخان فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمودند و ايلخان كبوقانويان را نامزد ضبط دار الملك شام كرده اشراف و اعيان آن مملكت باستقبال كبوقا شتافتند و ملتمسات ايشان باجابت مقرون شده بانواع سيورغاميشى و نوازش اختصاص يافتند و مقارن اين حال از جانب مشرق ايلچى رسيده خبر فوت منكوقاآن رسانيد و هلاكو خان محزون گشته بجانب آذربايجان بازگرديد و كبوقا بفراغ بال در دمشق بر مسند اقبال تكيه زده ناگاه پادشاه مصر سيف الدين قودوز بر سرش تاخت و او را اسير ساخته بنياد حيات بسيارى از مغولان را برانداخت و ذكر سيف الدين قودوز و ساير سلاطين مصر عنقريب مسطور خواهد گشت انشاء اللّه تعالى و تقدس ذكر تخريب ميافارقين و ماردين بسبب استيلاء مغولان بر خشم و كين چنانچه سابقا مذكور شد ايلخان در وقت وصول بديار بكر پسر خود يشمت را باستخلاص ميا فارقين مامور گردانيد و چون شاهزاده روى بدانجانب آورد ايلچى نزد ملك كامل كه حكومت آن ولايت تعلق بوى ميداشت ارسال نمود و او را بايلى و انقياد دعوت فرمود ملك