غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
94
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
مىپنداشتهاند و اول اين طبقه هلاكو خان بن تولى خان بن چنگيز خان است و آخر ايشان نوشيروان كه ملك اشرف بن تيمور تاش بن چوپان او را بسلطنت موسوم گردانيده بود و هلاكو خان در اوايل ايام دولت برادر خويش منكوقاآن فى شهر ذيحجه سنه ثلث و خمسين و ستمائه از آب آمويه گذشته قدم بر اراضى ايران نهاد و نوشيروان باتفاق ملك اشرف در سنهء ثمان و خمسين و سبعمائه رخت بقا بباد فنا داد پس زمان اقبال اين طايفه نزديك به صد و پنج سال امتداد يافته باشد چنانچه بدين تفصيل سمت تحرير مىيابد و هو الموفق و المعين گفتار در بيان تسلط هلاكو خان بر ولايات ايران و ايراد بعضى از وقايع زمان و حوادث دوران شهرياران مالك سخنورى و شهسواران مسالك هنرپرورى رايات اين حكايات را بدين عبارات آراستهاند كه چون منكوقاآن بن تولى خان در منزل قراقرم و كلوران بر مسند سلطنت و كامرانى قرار گرفت نخست تابجونويان را بضبط ولايات ايران نامزد فرمود و تابجو بعد از وصول بحدود عراق و آذربايجان ايلچى بپايهء سرير سلطنت مصير فرستاده از مستعصم خليفه شكايت امير عرضه داشت كرد و همدران ايام قاضى القضاة شمس الدين احمد الكافى القزوينى كه از خوف فدائيان اسمعيليه پيوسته مانند ماهى جوشنپوش بود و در باب دفع وجود ملاحده مبالغه بجاى آورد بنابر آن منكوقاآن خاطر بر آن قرارداد كه يكى از شاهزادگاه را باسپاه فراوان صاحب عهدهء جميع مهمات ايران گرداند و بعد از تقديم لوازم مشورت قرعه اختيار از براى اين كار بر هلاكو خان افتاد و منكوقاآن او را منظور نظر عنايت گردانيد و گفت بيت ز توران گذر كن بايران خرام * برآور بخورشيد رخشنده نام و بايد كه بيمن جلادت و پهلوانى و ضرب شمشير جهانگيرى و كشورستانى از كنار جيحون تا اقصاى ولايات مصر بتحت تصرف درآورى و ملاحظهء رسوم و ياساى چنگيز خان نموده هركه بقدم اطاعت و فرمانبردارى پيش آيد او را رعايت نمائى و هركس تمرد و سركشى كند ابواب قتل و غارت بر روى او و عيال و اطفال و اقربايش بگشائى و هلاكو انگشت قبول بر ديده نهاده مدت يك ماه منكوقاآن و خواتين و شاهزادگان و امراء و اعيان او را بنوبت طوى دادند و بعد از آن هلاكو خان با خمسى از لشگر چنگيز خان كه صد و بيست هزار سوار بود رخصت يافته در ماه ربيع الاول سنهء احدى و خمسين و ستمائه موافق اودئيل از اردوى قاآن بقتيول خود شتافت و ترتيب اسباب قلعهگيرى و تجهيز دليران ميدان نام آورى مشغولى نمود و هزار خانه از منجنيقساز و نفطانداز كه از ختاى آمده بودند با خود همراه ساخت و در ماه رمضان سال مذكور بجانب ايران روان شده در سنهء ثلاث و خمسين و ستمائه موافق توشقانئيل در ظاهر سمرقند بمرغزار كان كل منزل گزيد و مسعود بيك بلواج