غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

88

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ذكر نيك‌بى خان بعد از وقوع فراق براق خان و امرا و كلانتران الوس جغتاى خان بنابر اشارت قيدو خان نيك‌بى خان را كه پسرزادهء جغتاى خان بود و بروايتى پدرش شيرامون و بقولى سارمان نام داشت بپادشاهى برگرفتند و چون نيك‌بى را روز بد مرك پيش آمد علم متابعت بوقاتيمور بن قداعى بن بورى بن ميتوكان برافراشتند و پس از آنكه بوقاتيمور نيز وفات يافت پسر براق خان كه بقولى دواسجان و بروايتى دواجيجن نام داشت در ماوراء النهر و تركستان پادشاه گرديد و امير الامرا و لشگركش او امير ايلنكير بن نويان بود و او مدت سى سال سلطنت نمود . گفتار در بيان مخالفت دوا خان بن براق خان با پادشاه الغ يورت و ختاى يعنى تيمور قاآن دوا خان باتفاق مورخان پادشاهى كامكار بلند مقدار بود و بمزيد شجاعت و مردانگى از تمامى امثال و اقران ممتاز و مستثنى مىنمود و در ايام دولت او بيمن تدبير امير ايلنكير خلقى كثير در ظل را تيش جمع آمده دوا به قصد بعضى از شاهزادگان كه بمحافظت حدود مملكت تيمور قاآن مامور بودند كمر بست و بجانب ايشان ايلغار كرده شبهنگامى كه همه همه بتجرع اقداح دوستكامى اشغال داشتند شنيدند كه ياغى رسيد و به غير از كوركوز كوركان كه داماد تيمور قاآن بود هيچكس از سرداران نتوانست كه در برابر دواخان آيد و كوركوز با شش هزار سوار باستقبال شتافته بعد از وقوع قتال گرفتار شد و دواخان او را مقيد و محبوس گردانيد و غنايم بسيار گرفته مراجعت نمود و در حدود قراقرم بفراغت بساط عشرت مبسوط ساخت و چون گريختگان به تيمور قاان پيوستند برآشفته بعضى از امراء سرحد را بند كرد و روى بتدارك اختلال احوال سپاه آورده و درين اثنا الوس بوقا و دوردقاى با دوازده هزار مرد جرار از دوا خان گريخته نزد تيمور قاآن رفتند و گفتند كه مابربدونيك سپاه جغتاى اطلاع داريم و نهايت شجاعت او را ميدانيم اگر اشارت قاآن نافذ گردد برزم ايشان كمر بنديم و دوا و اتباع او را به مرض مهلك و خرابى ملك گرفتار سازيم و تيمورقاآن دو امير را بانعام كلاه و كمر سرافراز و مفتخر ساخته دواعارضهء دست‌برد دوا را منحصر در آن دانست كه فوجى از امرا و لشگريان مصحوب بايشان بمحاربه آوردند و برين موجب حكم فرموده الوس بوقا و دوردقاى آن سپاه را سر كردند و در وقتى كه دواخان به مقصد شبيخون الوس بعضى از شاهزادگان كه متابع تيمور قاآن بود ايلغار نموده بيك ناگاه بوى رسيدند و تيغ انتقام از نيام كشيده جمعى كثير از لشگريان جغتاى بكشتند و دواخان عنان بصوب فرار گردانيده دامادش اسير