غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

74

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

كتيمور پانزدهم اركتمور ، شانزدهم ايلچى تيمور قاآن كه بملازمت امير تيمور گوركان رسيد و بعد از فوت آنحضرت بالغ يورت رفته بر مسند قاآنى نشست هفدهم و التاى كه از نسل ارتق بوكا بود هيجدهم اورداى بن ملك تيمور نوزدهم اداى بن اركمور و اين دو كس نيز در سلك احفاد ارتق بوكا انتظام داشتند و از مقدمهء ظفرنامه چنان معلوم مىشود كه قاآنى كه بآستان امير تيمور گوركان رسيد و بعد از فوت آنحضرت بقراقرم رفته قاآن گرديد تايزى نام داشته و چون قبل از سلطنت تايزى تنقور نامى در ختاى خروج كرده آن مملكت را بدست آورده بود غير يورت اصلى كه عبارت از قلماق و قراقرم است موضعى به تصرف تايزى درنيامد و بعد از اندك زمانى تايزى كشته گشته امراء اديرات بر قراقرم و قلماق مستولى شدند و اللّه تعالى اعلم بحقيقة الحال . ذكر شمهء از حال جوجى خان بن چنگيز خان و اولاد او كه در دشت قبچاق پادشاهى نمودند مستحفظان اخبار آورده‌اند كه نوبتى قوم مركيت كه ايشان را مكريت گويند فرصت يافته اردوى چنگيز خان را غارت نمودند و خاتونش را كه حامله بود اسير گرفته پيش اونك خان فرستادند و اونك خان به چشم شفقت در آن ضعيفه نگريسته نسبت بوى در مقام حرمت مىزيست تا وقتى كه چنگيز خان بيورت خود معاودت نمود آنگاه او را نزد شوهر فرستاد و بعد از روزى چند پسرى از وى متولد گشت و موسوم بجوجى شد يعنى مهمان نو رسيده و چون جوجى كه اسن اولاد ذكور چنگيز خان بود بمرتبهء جوانى و عنفوان ايام زندگانى ترقى نمود چنگيز خان ايالت خوارزم و دشت قبچاق و آلان واس و روس و بلغار و توابع را بوى تفويض فرمود و پيوسته ميان جوجى و جغتاى و اوكداى غبار نقار ارتفاع داشت زيرا كه برادران بنابر قضيه مذكوره در نسبش طعن مىكردند و جوجى پيش از چنگيز خان بشش ماه وفات يافته چهارده پسر يادگار گذاشت برين موجب اول آورده كه مادرش سرفان بود از قوم قنقرات دوم با تو كه مادرش اركى قوچين بنت ايلچى نويان قنقرات بود سيم بركه خان چهارم بر كجار پنجم شيبان ششم تنكقوت هفتم بوال هشتم جبلاوقون نهم شنيقور دهم جيمپاى يازدهم محمد دوازدهم اودوز سيزدهم بوقاتيمور چهاردهم سينكوم و از جمله اين چهارده پسر باتو كه او را صاين خان ميگفتند به حكم وصيت قايم‌مقام پدر شد و اوكداى قاآن در ايام دولت باتو را منظور نظر تربيت ساخته پسر خود كيوك خان را با منكو ولد تولى و بعضى از اولاد جغتاى مصحوب او گردانيد تا تمامت ولايت اس و روس و چركس و آن حدود را مستخلص سازد و با تو همعنان شاهزادگان و لشگر فراوان بدانجانب شتافته باندك زمانى مواضع بسيار در حيز تسخير كشيد و شهر مگس را بعد از محاصره قهرا قسرا گرفته بقتل عام فرمان داد و گفت