غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

70

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

عزيز عليم شاهزاده جمكيم پيش از پدر از عالم انتقال نمود و قبلاقاآن ولدش تيمور را كه بصفت عدالت و تهور اتصاف داشت قايم‌مقام پدر ساخت و در آن اوان كه قبلاقاآن وفات يافت تيمور قاآن در حدود تركستان به ترتيب و تجهيز لشگر قيام مىنمود كه بجنك شاهزاده قيد ورود لاجرم مادرش كوكچين خاتون متصدى سرانجام امور سلطنت شده مايان قبجان را بطلب پسر فرستاد و تيمور قاآن بعد از استماع اين خبر بجانب دار الملك ختاى مراجعت كرده در سنه اربع و تسعين و ستمائه به مقصد رسيد و از شاهزادگان كوكجو و توقان پسران قبلاقاآن و كملاويسون تيمور اولاد جمكيم و اينداغول ولد تومو خان بن قبلا و از نوئينان بيان جنگسانك و اوجاجار و الجاى جنگسانك و التون جنگسانك و غيرهم مجتمع گشته تيمور قاآن را بر سرير پادشاهى نشاندند و نامش را اولجاى توقاآن گرداندند و چون اولجاى توقاآن بر سرير خانى برامد ببسط بساط عشرت و انبساط قيام نمود و ابواب انعام و احسان بر روى خواص و عوام برگشود مراتب ارباب مناصب را بدستور زمان قبلاقاآن مقرر ساخت و مايان قبجان را بيشتر از پيشتر تربيت كرده رايت اختيار و اعتبارش را برافراخت و فرمود كه او را بلقب پدر و جد ملقب دانسته سيد اجل خوانند و فرمان او را در امور مالى از جزئى و كلى معتبر دانند حكومت قراقرم و منازل اصلى چنگيز خان را ببرادر بزرك‌تر خويش كلاملا عنايت فرمود و پسر عم خود بنده اغول ولدتو موغان بن قبلا را بايالت ولايت تنكقوت نصب فرمود كوكجوبن و كوكوز كوركانرا بدفع شاهزاده قيدو نامزد كرد و در تمهيد بساط عدل و انصاف و رفع رسوم جور و اعتساف شرايط مبالغه بجاى آورد و به صحت پيوسته كه تيمور - قاآن از مبادى ايام جوانى و عنفوان اوان زندگانى بشرب راح ريحانى و تجرع بادهء ارغوانى بغايت مشعوف بود و هرچند جد نامدارش قبلاقاآن او را از ادمان مدام منع مينمود اصلا قبول نمىفرمود آخر الامر قبلا چند كس از اهل اعتماد را بر آن فرزند ارجمند موكل ساخت تا نگذارند كه دست بجانب صراحى برد و لب بر لب جام نهد و چون شاهزاده روزى چند بقول اصحاب وعظ و پند شراب نياشاميد بىتحمل شده بتعليم مولانا رضى الدين بخارى كه بواسطهء قرب مشرب نزد او مقرب بود حمامى را گفت كه بجاى آب در يكى از آخورهاى حمام شراب ريزد و هرروز باتفاق خدمت مولوى بحمام رفته پنهان از اغيار دفع خمار مىنمود آخر الامر موكلان بر آن سر وقوف يافته كيفيت حال بعرض قبلا رساندند و قاآن در غضب رفته مولانا رضى بخارى را ببهانهء از صحبت شاهزاده دور انداخت و چون پيمانه حياتش را ساقى اجل پر كرده بود بطريق خفيه او را هلاك ساخت غرض از عرض اين حكايت آنكه بنابر اسباب مذكوره تيمور قاآن در زمان زندگانى قبلاقاآن نمىتوانست كه بموجب دلخواه در مجلس عيش و عشرت قرار گيرد اما بعد از جلوس بر تخت سلطنت صبح و شام غير شرب مى كلفام كارى نداشت و شب و روز همدم قدح و جام بوده قبول نصيحت نيك‌انديشان را پيرامن خاطر نميگذاشت پس از آنكه شش سال در كمال اقبال به اين طريق اوقات گذرانيد بخار شراب در مزاج موفور الابتهاج او تاثير كرده به مرض صرع و لقوه گرفتار