غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
612
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گردون ساخت و اهالى آذربايجان را لباس امن و امان پوشانيده لواء عدل و احسان بر مفارق طبقات انسان برافراخت . ذكر معاودت خاقان سعيد از تبريز بدار السلطنه هراة و ايراد بعضى از حوادث و حالات ولايات چون خاقان سعيد از تنسيق مهمات آذربايجان فراغت يافت ميل مراجعت بجانب خراسان فرموده رايات ظفر آيات از تبريز در حركت آمد و در اوائل ماه مبارك رمضان سايه وصول بر نواحى سلطانيه انداخته اكثر حكام و داروغگان ولايت را اجارت انصراف ارزانى داشت و از آنجا نيز نهضت همايون اتفاق افتاده در حدود قزوين ميرزا ابراهيم سلطان و ميرزا رستم مرخص گشته بجانب شيراز و اصفهان شتافتند و موكب ظفرنشان بمملكت خراسان درآمده امير غياث الدين شاه ملك نيز رخصت يافته و از راه استرآباد روى بخوارزم نهاد و نوزدهم ماه شوال هماى چتر همايون فال قرين سعادت و اقبال بباغ زاغان رسيده آن منزل را طراوت رياض رضوان بخشيد و در همين ماه شير محمد اوغلان و سارق اوغلان و صدر الاسلام از مغولستان بآستان سلطنت آشيان ميرزا الغ بيك گوركان آمده نوازش بسيار يافتند و بعد از چند روز شير محمد اوغلان و سارق اوغلان توهم بيجايگاه به خود راه داده با گروهى انبوه از ايل جته فرار نمودند و جناب الغ بيكى ايشانرا تعاقب فرموده كنجكسته يلاق بگريختگان رسيده شير محمد اوغلان و سارق اوغلان را اسير و دستگير كرده بازگشت و بعد از وصول بسمرقند رقم عفو بر جريده جريمه گرفتاران كشيد و شير محمد را اسباب پادشاهى بخشيده بسلطنت مغولستان روان گردانيد و در هفدهم ماه رجب سنه خمس و عشرين و ثمانمائه حضرت واهب العطايا ميرزا بايسنقر را پسرى سعادت انتما كرامت فرمود و خاقان عاليشأن آن مولود فرخنده قدم را بابر نام نهاده ابو القاسم كنيت داد و در سنهء ست و عشرين و سنهء سبع و عشرين خاقان ظفر قرين در منزهات ولايات خراسان در غايت دولت و اقبال گذرانيد و بساط عدل و انصاف مبسوط ساخته حجاب جور و اعتساف مرفوع گردانيد و در سنهء ثمان و عشرين شير محمد اوغلان حقوق رعايت ميرزا الغ بيك گوركان را نابود انگاشته رايت خلاف و شقاق برافراشت بنابر آن شهريار كامكار از والد بزرگوار خود اجازت طلبيده در بيست و هفتم ربيع الاول موافق هشتم حوت با سپاه فراوان جهت دفع شر معاندان متوجه مغولستان شد و بعد از قطع منازل و طى مراحل در موضع قتوقو سپاه شير محمد اوغلان نمودار شد و در پانزدهم جمادى الاخر آن دو لشگر كينهور روى در روى آورده سورن انداختند و از غريو كور كه و غريدن كرناى گوش گردون را كر ساختند و دليران طرفين دست بتير و كمان و سيف و سنان يازيدند و به فضاى ميدان شتافتند و غايت